تبليغاتX
فيلم نگار

ادعاي هفته : رقابت فيلم " پوست موز " با سينماي هاليوود

 

    علي عطشاني كارگردان فيلم پوست موز در مصاحبه با سايت سوره اظهار داشت: من مي توانم بگويم قطعاً هر مخاطبي از هر جاي فيلم حتي يك دقيقه از فيلم را ببيند مشتاق به ديدن ادامه فيلم مي شود. فيلمنامه از نوع كوچه بازاري نيست و طنز آن بسيار پرمايه و بامعني است.

    نكته قابل ذكر اين است كه در اين فيلم ما يك صحنه تصادف داريم كه تا حال مشابه آن را در سينماي ايران نداشتيم. اين صحنه فوق العاده مي تواند با مشابه خود در هاليوود رقابت كند.

    در اين فيلم حميد فرخ نژاد، بهنوش طباطبايي، بهزاد فراهاني، هوشنگ حريرچيان، داوود خورشيدي، كيومرث ملك مطيعي، امير غفارمنش، كيانوش گرامي،‌ مهران رجبي، مهوش وقاري، گيتي معيني و... ايفاي نقش مي كنند.

فيلم «پوست موز» اولين ساخته بلند سينمايي علي عطشاني كارگردان جوان سينماي ايران است كه امسال در جشنواره بين المللي فيلم فجر شركت مي كند.

 

شكست هفته : چهل سرباز

 

سايت تابناك به مناسبت پايان يافتن پخش مجموعه تلويزيوني " چهل سرباز " اين سريال را پروه اي ضعيف و شكست خورده خوانده و نوشته است : در حالي كه فيلم ضدايراني «300» با فروش 454 ميليوني، رتبه ششم فيلم‌هاي پرفروش دنيا در سال 2007 را به دست آورد، پخش سريال ايراني «40 سرباز» در حالي به پايان رسيد كه بيشتر مردم ايران، رغبتي به ديدن اين سريال پيدا نكردند.

نويسنده اين مطلب با اشاره به تصميم هاليوود براي ساخت پروژه سينمايي  ضد ايراني "شاهزاده ايران" نوشته است : سريال  " چهل سرباز " با محور قرار دادن شاهنامه فردوسي، ضمن بيان بخش‌هايي از داستان‌هاي شاهنامه و ماجراهاي پهلوانان اساطيري چون رستم و سهراب و اسفنديار، گريزهايي به تاريخ صدر اسلام و زندگي رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) داشته و سرانجام به دوران جمهوري اسلامي مي‌پردازد، اما پردازش و بازي‌سازي‌هاي ضعيف، اين سريال پرهزينه تاريخي را در حد يك تئاتر تلويزيوني تقليل داد. اين سريال همچنين به شيوه‌اي ناشيانه و خنده‌آور، صحنه تقابل نظاميان آمريكا با بسيجيان را به تصوير كشيد كه با لباس خاكي امروزي، شمشير و پيشاني‌بند گرفته و در كنار رستم و سهراب و مالك اشتر و ... به مصاف آمريكاييان رفتند و گلوله آمريكايي‌ها به هيچ كس برخورد نكرد و همه گريختند.

 

 

انتقاد هفته : تفكيك بخش بين الملل و سينماي ايران جشنواره فجر

 

روزنامه اعتماد در يادداشتي با انتقاد از تغييرات در نظر گرفته شده در قوانين اجراي جشنواره فيلم فجر امسال نوشت : واقعيت اين است که هر کدام از مديران بيست و چند سال اخير سينماي ما براي تاکيد بر حضور خودشان در عرصه مديريت و نشان دادن تفاوت شان با قبلي ها صرفاً دستي به سر و گوش اين جشنواره کشيده اند و چند عنوان اضافه يا حذف کرده اند؛ مشکلات ذاتي و مبنايي اين جشنواره کماکان پابرجاست و کسي جسارت، حوصله، دانش يا توان حل اين مشکلات را ندارد.

حسين معززي نيا يادداشت نويس اين روزنامه ادامه داده است : تصميماتي از قبيل نمايش فيلم هاي بخش بين الملل در پنج روز اول و نمايش فيلم هاي بخش مسابقه سينماي ايران در پنج روز آخر، از همين نوع تصميم گيري هاي عجولانه و فاقد مبناست که بيشتر باعث به هم ريختگي جدول نمايش جشنواره يي مي شود که در شکل قبلي هم در هيچ دوره يي نتوانسته يک جدول نمايش منظم و معقول تدارک ببيند.

در اين مطلب آمده است : اصولاً جشنواره فجر با اين نوع نمايش فيلم هاي خارجي نتوانسته و نمي تواند وجهه بين المللي کسب کند. اين جشنواره يک جشنواره بومي است که معلوم نيست چرا دوست دارد بين المللي به نظر برسد.

 

واكنش هفته : وزارت ارشاد نقشي در بازسازي سينما آزادي نداشته است

 

معاون اداری مالی حوزه هنری گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نقشی در ساخت  مجتمع فرهنگی - سینمایی آزادی نداشته‌اند. 
به گزارش واحد خبر حوزه هنری، علیرضا معینی‌بخش،‌ معاون اداری مالی حوزه هنری، در پی گفته‌های مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی و دبیر جشنواره فیلم فجر، با بیان این مطلب اظهار کرد:  این مکان فرهنگی تنها به کوشش حوزه هنری و با مشارکت شهرداری تهران ساخته شده و بر اساس تقاهم‌نامه‌ای که بین این دو نهاد به امضا رسیده، برنامه‌ریزی‌های آن توسط سازمان‌های مزبور انجام می‌شود.
معاون اداری مالی حوزه هنری تصریح کرد: بر اساس این تفاهم نامه، مدیریت بخش فرهنگی این سینما بر عهده حوزه هنری قرار گرفته و تنها این سازمان تصمیم می‌گیرد که چگونه برنامه‌های این مرکز فرهنگی و هنری را مدیریت کند.

نو آوري هفته : نظرات مهندس تهينه ميلاني درباره معماري !

 

هفته نامه همشهري خانواده گفتگويي متفاوت با تهمينه ميلاني انجام داده و نظرات اين فيلمساز و مهندس رشته معماري را در رابطه تفاوت هاي معماري مردانه و زنانه منعكس كرده است .

 

 

ميلاني در پاسخ به اين سوال كه از بين دو وازه " خانم معمار" يا "خانم سينما‌گر " دوست داريد كدامش را انتخاب كنيد؟ گفته است : سينما را بيشتر دوست دارم . البته، اين دو خيلي شبيه هم هستند. معماري، از اركان سينماست. مثلا ‌در فيلم دو زن، وقتي زوج اصلي فيلم ازدواج مي‌كنند، اول خانه‌شان خوش‌ريخت و تازه است اما به مرور كه رابطه‌‌شان تيره‌تر مي‌شود، مي‌بينيد كه ديوارهاي خانه هم در حال خراب شدن است و ظاهرش،‌ سياه‌تر مي‌شود و تيره‌تر. وقتي من سينما را انتخاب مي‌كنم، به اين معني نيست كه معماري را فراموش كرده‌ام بلكه در سينما هم از معماري استفاده مي‌كنم.

اين كارگردان در اين مصاحبه نيز همچون فيلم هايش از حقوق زنان دفاع كرده و گفته است : الان بيشتر دانشجويان رشته معماري، خانم هستند اما كماكان فرصت‌هاي برابر شغلي در اين حوزه وجود ندارد

تهمينه ميلاني دانش آموخته رشته معماري  دانشگاه علم و صنعت است و چندي پيش به‌عنوان معمار برگزيده،  بابت ساخت مركز كنترل مترو تهران  از دست قاليباف تقديرنامه و جايزه اي دريافت كرد .

 

مخالفت هفته : ستاره سهيل

 

پخش سريال ايراني "ستاره سهيل" از شبكه اول تلويزيون مخالفت‌هايي را از سوي وبلاگ‌نويسان به دنبال داشت تا جايي كه  يكي از سايت هاي پربيننده يك صفحه اختصاصي به اين موضوع اختصاص داده كه وبلاگ نويسان و كاربران اينترنت درباره آن به بحث پرداخته اند.

 در مجموعه  چهره بسیار مخدوشی از ایرانیان صدر اسلام ک به نمایش در آمده است . ادعای این سریال مبنی بر خدا نامیدن خسرو پرویز توسط ایرانیان آن زمان و هم چنین وحشی و بی رحم نشان دادن حاکم ایرانی یمن به نام "بازان" از آن جمله است.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی که همزمان با پخش فیلم ضد ایرانی 300 تبلیغات گسترده ای را علیه پخش این فیلم به راه انداخت اکنون به نظر می رسد در جهت سناریوی فیلم 300 گام برداشته است .

«ستاره سهيل» نخستين فيلم درباره حضرت محمد در ايران است.

 

 

ديالوگ هفته : می خواهند تئاتر شهررا به کبابی نان داغ کباب داغ تبدیل کنند!

 

بهرام بيضايي  همزمان با اجراي نمايش " افرا " در گفتگو با خبرگزاري ايرانوز به مشكلات فيلمسازي خوددرسينما اشاره كرده است.

 

اين كارگردان با بيان اينكه در کشور ما تقریبا هیچ حمایتی از کار فرهنگی مستقل، در زمينه هنر و پژوهش صورت نمی گیرد گفت :  البته از کار فرهنگی وابسته پشتیبانی می شود، آن هم به افراط و گسترده. ولی در مورد کارهای فرهنگی مستقل این مسئله مصداق ندارد.

وي با اشاره به عوامل موثر در متوف شدن پروژه " لبه پرتگاه " افزود " وقتی تهیه کننده ام متوجه شد که از سوی یکی از دستگاه های دولتی جلوی این فیلم گرفته خواهد شد از ساخت آن منصرف شد. من البته مدتی بود که احساس می کردم این "نه" گفته خواهد شد ولی خودم را فریب دادم و با همه توان ایستادم و در نهایت بعد از یک سال و نیم کار و برنامه ریزی درست زمانی که قرار بود فیلم جلوی دوربین برود با این "نه" مواجه شدم.

 

وي اظهار داشت  :اين  تئاتر مدام به خاطر تعمیرات تئاتر شهر عقب افتاد. آن هم تعمیراتی که به کلی زیر سوال است. اصلا چرا ما باید یک ساختمان قدیمی درست را که طبق اصول ساخته شده تبدیل به چلوکبابی و نان داغ ، کباب داغ کنیم؟ من این حماقت عمومی را که تمام فضاهای شهری و معماری مان را دارد به حمام سنگ تبدیل می کند درک نمی کنم.

 

وي با اشاره به مشكلات كار فرهنگي مستقل تاكيد كرد : ما الان با نوع دیگری از فیلمفارسی مواجه هستیم که به افراط می فروشد و همه دست اندرکاران این فیلم ها هم حمایت می شوند. اگر می گوییم وضعیت فیلم های روی پرده مزخرف است باید این را هم بپرسیم که این وضعیت با حمایت چه کسی به وجود آمده است؟

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 5:18 |

بازيگر هفته: بهاره رهنما با مادر و دخترش در دایره زنگی بازی می کند


بهاره رهنما دست به ابتكار جالبي زده است و دختر و مادرش را براي نقش آفريني در فيلم دايره زنگي (پريسا بخت آور) در رديف بازيگران فيلم قرار داده است. بدين ترتيب با حضور اين ٣ نفر در فيلم ٣ نسل زن از خانواده «بهاره رهنما» در دايره زنگي جلوي دوربين رفته اند.وي در مطلبي با عنوان «شبه گزارش پشت صحنه دايره زنگي» در ماهنامه «سينماي پويا» خاطرات پشت صحنه اين فيلم را شرح داده و نوشته است: پريا دخترم در نقش دختر مهران مديري بازي مي كند. مادرم نيز نقش يك مادربزرگ مومن و خداپرست در سن ٥٩ سالگي را ايفا مي كند.او در ادامه گزارشش آورده است: من مادرم را تشويق كردم تا در سن ٥٩ سالگي يك كار غيرمتعارف انجام دهد. كاري كه مال خودش است و در آن ديده مي شود.اين بازيگر نوشته است: روزي كه تسويه حساب مادرم را گرفتم با پولش رفتم و برايش يك انگشتر خريدم كه هميشه ياد اين كار جسورانه اش باشد.فيلم «دايره زنگي» با حضور پرتعداد ستاره هايي چون مهران مديري، باران كوثري، بهاره رهنما، امين حيايي، محمدرضا شريفي نيا، گوهر خيرانديش و... ساخته شده است.

نوآوري هفته: تيتراژ انيميشني فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است»


تيتراژ پاياني فيلم «هميشه پاي يك زن در ميان است» ساخته كمال تبريزي در اقدامي ابتكاري و جديد در قالب انيميشن ساخته شده است كه در آن بازيگران تك تك به صورت انيميشني ديالوگي را بيان مي كنند.
سايت سوره ضمن اعلام اين خبر از قطعي شدن حضور اين فيلم در جشنواره بيست و ششم فجر خبر داده است.«هميشه پاي يك زن در ميان است» اثري است كمدي كه فيلم نامه اوليه آن را رضا مقصودي براساس داستان هاي كوتاه سيدمهدي شجاعي نوشته است و نغمه ثميني و كمال تبريزي آن را بازنويسي كرده اند.در اين فيلم: حبيب رضايي، گلشيفته فراهاني، مهران مديري، رضا كيانيان، آهو خردمند، مهران رجبي، صبا كمالي، مهري مهرنيا و اسماعيل خلج ايفاي نقش مي كنند.
دفاع هفته: ساعت شني
پس از آن كه تعدادي از سايت هاي خبري، ضمن اعلام مخالفت با پخش سريال «ساعت شني» مدعي شدند «دامنه ابتذال از سينما به سيما رسيده است»، دكتر ابوالحسن فقيه، رئيس سازمان بهزيستي با حضور در يك برنامه تلويزيوني به دفاع از سريال «ساعت شني» پرداخت و گفت:«مسائل اجتماعي بايد مطرح شود تا مردم نسبت به آن آگاهي پيدا كنند و «ساعت شني» آسيب هاي اجتماعي بسياري را همچون دختر فراري، اعتياد و... مطرح مي كند.»
وي خاطرنشان ساخت: «بايد ابتدا طرح مسئله كرد و تلنگر را زد و بعد به پيشگيري ها اشاره كرد. اين مجموعه نگاهي هم به سرپرست خانوارها دارد كه جامعه نگاه چندان خوبي به آن ها ندارد و آن ها را در معرض آسيب مي بيند. اين نگاه كه فقر باعث اعتياد و آسيب اجتماعي مي شود اشتباه است. زيرا كه آسيب هاي اجتماعي دامن گير خانواده هاي مرفه هم مي شود و تمام اقشار جامعه در هر سن، سطح تحصيلات و... در معرض آسيب هستند.»
ديالوگ هفته: بازيگرها وقتي پير مي شوند، ديگر كسي سراغ شان را نمي گيرد
حميده خيرآبادي، بازيگر كهنه كار و پيشكسوت سينما و تلويزيون گفته است: بازيگرها وقتي پير مي شوند، ديگر كسي سراغ شان را نمي گيرد و اين خيلي بد است. من الان مدت هاست كه انگار فراموش شده ام.او در گفت وگو با روزنامه «تهران امروز» ادامه داده است: ما زماني كه سرمان خيلي شلوغ بود و دائم درگير فيلم نامه خواندن و بازي كردن بوديم، فرصت نمي كرديم فيلم هاي خودمان را تماشا كنيم. الان چند وقت است شنيده ام شبكه ٢ سريال پدرسالار را پخش مي كند و براي همين صبح ها مي نشينم و تماشا مي كنم.حميده خيرآبادي متولد ١٣٠٣ است و كار هنري را از سال ١٣٢٦ با تئاتر فرهنگ آغاز كرده است. او در بسياري از فيلم ها و سريال ها همچون «اميرارسلان نامدار»، «رضا موتوري»، «روز واقعه»، «جيب برها به بهشت نمي روند»، «شب آفتابي»، «پدرسالار» و... بازي هاي ماندگاري ارائه كرده است.
مستند هفته: زندگي «علي پروين» در سلطان
فيلم مستند بلند «سلطان» به كارگرداني مجيد توكلي و تهيه كنندگي محمدرضا شريفي نيا به جشنواره فيلم فجر ارائه شد.شريفي نيا در اين باره گفت: در ورزش كشور ما شخصيت هايي هستند كه مي توان زندگي شان را از ابعاد مختلف به تصوير كشيد. بر اين اساس محبوبيتي كه علي پروين در اين عرصه داشت براي ما حائز اهميت بود و در طول جريان ساخت اين فيلم نيز دقت داشتيم تا فيلمي در شأن و جايگاه علي پروين بسازيم.همچنين مجيد توكلي، كارگردان مستند سلطان درباره فيلم خود گفت: ما از ٥ منظر به زندگي علي پروين نگاه كرديم. پروين و فوتبال، پروين و خانواده، پروين و مردم، پروين و اعتقادات مذهبي و پروين و تعصب.

تذكر هفته: در صدور ويزا به بعضي از بازيگران خارجي احتياط كنيد
دو نماينده مجلس شوراي اسلامي از وزير امور خارجه خواستند تا احتياط را در صدور ويزا به بعضي از بازيگران سينماي خارجي رعايت كند.به گزارش سايت «راه فيروزه»، غلامعلي حداد عادل، رئيس مجلس تذكرات كتبي نمايندگان به مسئولان اجرايي كشور را، قرائت كرد كه در ٢ تذكر، ٢ نماينده از وزير خارجه خواستند تا احتياط و اعتدال را در صدور ويزا به بعضي از بازيگران سينماي خارجي، رعايت كند.تذكر اين نمايندگان به «ژوليت بينوش» بازيگر فرانسوي مربوط مي شود كه اوايل دي براي دومين بار طي ٢ سال گذشته به ايران سفر كرده بود.او كه قصد دارد در فيلم «عباس كيارستمي» بازي كند، يكي از دلايل سفرش به ايران را شناخت بيش تر اين كارگردان سينماي ايران عنوان كرده و گفته بود: وقتي با كسي كار مي كني، بايد شناخت داشته باشي.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در شنبه بیست و دوم دی 1386 و ساعت 5:27 |

 

يدا... صمدي، كارگردان سينما در گفتگو با خراسان :

مافياي اكران نمي گذارد فيلم بسازم /  كمدي هاي امروزي در ژانر " جان من بخند " ساخته مي شوند


«يد الله صمدي» خالق نخستين فيلم كمدي پس از انقلاب است. وي در سال ١٣٦٣، يعني سال هايي كه قطار سينماي ايران پس از چند سال وقفه، حركت دوباره اي را آغاز كرده بود، فيلم كمدي «مردي كه زياد مي دانست» را جلوي دوربين برد. او كمدي هاي ديگري هم در كارنامه اش دارد كه معروف ترين آن فيلم «اتوبوس» است. (احتمالا خيلي ها هنوز ماجراي دعواهاي حيدري ها و نعمتي ها را به خاطر دارند) چندي پيش جشنواره فيلم كمدي «گل آقا»، «يد الله صمدي» را، به پاس حضور مستمرش در عرصه سينماي كمدي مورد تقدير قرار داد. از بين ٣٠ فيلم كمدي برگزيده اين جشنواره، نام چهار فيلم از «يد الله صمدي» به چشم مي خورد. (آپارتمان شماره ١٣، دو نفر و نصفي، اتوبوس، مردي كه زياد مي دانست) اين خود نشان دهنده تلاش پي گير و جدي اين كارگردان در عرصه سينماي كمدي است. صمدي پس از فيلم «معجزه خنده»، از ژانر كمدي فاصله گرفت و به سا خت دو فيلم «بانوي من» و «شهر آشوب» در گونه سينماي اجتماعي و تاريخي پرداخت. در فرصتي كه دست داد، با وي درباره «اوضاع و احوال سينماي كمدي اين روزها» به گفت و گو نشستيم. آنچه مي خوانيد گلايه هاي صمدي از وضع موجود سينماست و پاسخ به اين پرسش كه چرا سينماي ايران ميل و اشتياقي ديگر بار، به آزمودن ژانر كمدي ندارد.


 «كمدي» ژانر (گونه) محبوب و پررونق سينماي ايران در چند سال اخير بوده است. اين وضعيت را چگونه ارزيابي مي كنيد؟


- فيلم هايي كه اين روزها با عنوان كمدي جلوي دوربين مي روند، بيشتر آثار پيش پا افتاده اي است كه فقط نام كمدي را يدك مي كشد. فيلم كمدي تعاريف و انواعي دارد كه شامل كمدي موقعيت، بزن بكوب، شوخي هاي كلامي، نقيضه سازي و ... مي شود. يك نوع جديد كمدي هم در سينماي ما رايج شده است كه من اسمش را مي گذارم كمدي «جان من بخند». تعداد اين نوع كمدي هم، متاسفانه چه در سينما و چه در تلويزيون، كم نيست. كمدي هايي كه با كمترين هزينه ساخته مي شود و در كارگرداني و توليد آن ها حداقل ها رعايت مي شود اما فروش خوبي دارد. چون تنها به تمايلات سطحي تماشاگر عام پاسخ مي دهد.
اين فيلم ها را وقتي با آثار «چارلي چاپلين» مقايسه مي كنيم، مي بينيم تفاوت از زمين تاآسمان است. البته برخي از كمدي هاي داخلي را، با كارهاي «مستربين» هم نمي توان مقايسه كرد. اين موضوع دلايل زيادي دارد. اصلي ترين دليلش ضعيف بودن فيلم نامه هاست. در سينماي كمدي ما به دليل خود سانسوري، فيلم نامه هاي محكمي نوشته نمي شود. هنوز تكليف فيلم نامه نويسان كمدي ما، روشن نيست. نمي دانيم با كدام قشرها مي توانيم سر به سر بگذاريم و با كدام قشر نه. وقتي قلم مان مي خواهد دكتري را محور داستان قرار دهد، همان آغاز كار مي ترسيم كه جامعه نظام پزشكي اعتراض كند.
البته وزارت ارشاد و مسئولان سينمايي هم در اين مورد، تا اندازه اي از فيلم سازان پشتيباني مي كنند اما به تدريج عقب نشيني مي كنند. به همين دلايل سينماي كمدي واقعي ما، در فيلم هايي انگشت شمار خلاصه شده است.


 اين كمدي هاي ضعيف كه اغلب در سه چهار سال اخير ساخته شده است، به لحاظ كمي هم آمار بالايي دارد؛ علت را در چه مي دانيد؟
- هنگامي كه گونه هاي مختلف همچون «سينماي دفاع مقدس» و «سينماي معناگرا» يا «سينماي جدي» جايي براي عرض اندام ندارد، بازار كمدي هاي بي مايه رونق مي گيرد، يعني سالن هاي محدود سينما ،آثاري را نشان مي دهند كه سرمايه تهيه كننده را برگرداند. در حال حاضر در عرصه عرضه و نمايش فيلم مافيا به وجود آمده و همچنان دارد رشد مي كند. تعداد سالن ها محدود است و سالن دارها فيلم ها را انتخاب مي كنند. تهيه كننده ها نيز روي كاري سرمايه گذاري مي كنند كه سالن هاي بيشتري را، در اختيار بگيرد و سرمايه شان را برگرداند.


پس شما هم مثل خيلي هاي ديگر حضور مافياي اكران را تاييد مي كنيد؟
- به هر حال نمي توانم منكر حضور مافياي اكران شوم. وقتي چهار، پنج تا فيلم باهم اكران مي شود، تعداد سالن هاي سينمايي كه فيلم هاي ارزشمند را نمايش مي دهد زير پنج تاست. اما به فيلمي كه «ستاره» دارد و فروش آن تضمين شده است، بالاي ٢٠ تا سالن اختصاص مي دهند. بخش تاسف بار قضيه اين است كه برخي فيلم ها اصلا اجازه نمايش پيدا نمي كنند. براي هرآدم دلسوخته اي، اين سوال پيش مي آيد كه اصلا اين فيلم چرا بايد ساخته شود. يك عده سرمايه گذاري مي كنند و عوامل فيلم با اهدافي آن را به سرانجام مي رسانند، اما در نهايت محصول كار مهجور مي ماند و اكران نمي شود. اين موضوع خيلي ناراحت كننده است.


به نظر شما چرا در سال هاي اخير گرايش فيلم نامه نويسان، به سمت شوخي هاي كلامي، اين قدر زياد شده است؟
- وقتي نويسنده از نوشتن تصوير و صحنه ناتوان است، رو به كلام مي آورد. ساختن كمدي كلامي هم كار سختي نيست. همه ما در كوچه و بازار باهم شوخي مي كنيم. بچه ها و جوان ها، در جمع هاي خصوصي شان به هم «تيكه» مي اندازند. امروزه خيلي از فيلم هاي كمدي همين شوخي ها را، سرهم بندي مي كنند. ساخت اين نوع فيلم ها نسبت به كمدي هايي كه عمق و غنا داشته باشد، راحت تر است. فيلم «عصر جديد» چاپلين، حرف هاي زيادي براي گفتن دارد چون براي نوشتن فيلم نامه آن فكر و انرژي صرف شده است. اما فيلم نامه نويسان به ظاهر كمدي ما، تنبل هستند به همين سبب است كه نزديك ترين و ساده ترين راه، يعني نوشتن ديالوگ هاي خنده دار را انتخاب مي كنند.


 فيلم «معجزه خنده» آخرين كار كمدي شما بود. چرا از يازده سال پيش تا كنون ديگر اين عرصه را تجربه نكرديد؟
- فيلم «معجزه خنده»، قرباني اختلاف سليقه چند سازمان و نهاد شد. حوزه هنري سينماهاي نمايش دهنده «معجزه خنده» را به فيلم «آدم برفي» تقديم كرد. آقاي «داوود ميرباقري» هم نمايش «عشق آباد» را، از روي «معجزه خنده» نوشت و قبل از آن به روي صحنه برد.
بعد از «معجزه خنده» بنا به دلايلي از ساختن كمدي مايوس شدم.
فيلم نامه هاي زياد به من پيشنهاد شد اما كارهايي نبود كه واقعا بتواند با فيلم هاي به ظاهر كمدي مقابله كند.
نمي توانستم روزهايي را ببينم كه به سبب مافياي اكران يك فيلم مبتذل به نمايش درآيد و بيشتر بفروشد و مرا از فيلم سازي پشيمان كند. 
از كارهاي آينده تان بگوييد.


- با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در حال مذاكره براي ساخت دو فيلم «كودك و خانواده» هستم، كه البته هنوز ساخت آنها قطعي نشده است. آن ها دوست دارند از دو داستان «پدر آن ديگري» و «سهم من» نوشته «پرينوش سميعي» اقتباسي سينمايي صورت گيرد. فيلم تاريخي «شهر آشوب» را نيز آماده نمايش دارم.
اين فيلم به حوادث قرن نهم هجري شمسي در ايران مي پردازد و وضعيت علم نجوم و رياضي را بين دانشمندان ايراني بررسي مي كند.
حسين ياري، جعفر دهقان، الهام حميدي و رويا تيموريان دراين فيلم نقش آفريني كرده اند. اين فيلم سينمايي خلاصه شده مجموعه تلويزيوني «شهر آشوب» است.
 ماجر
اي توليد فاز دوم «شهر آشوب» و تغيير كارگردان آن به كجا انجاميد؟


- فيلم نامه جديدي با نام «نردبامي بر آسمان» نوشته شده كه قرار است آقاي «حسين لطيفي»، آن را كارگرداني كند. من ٤٠٠ دقيقه مربوط به فاز اول اين سريال را ساختم.
اما چون فيلم نامه تغيير پيدا كرد و تغييراتش مطابق با سليقه من نبود، از كارگرداني اين پروژه انصراف دادم. تلويزيون اعلام كرده كه قرار است اين دو سريال پشت سر هم نمايش داده شود. در صورتي كه به نظر من اين دو مجموعه، مستقل از هم هستند و مي شود نخست «شهر آشوب» را نمايش داد و سپس «نردبامي بر آسمان» را به روي آنتن پخش فرستاد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 2:36 |

 

درباره شب شیشه ای گلشیفته فراهانی

 

 

روزهای برفی و خانه نشینی حاصل از آن و تعطیل بودن کوچه و بازار توفیق اجباری را نصیب آدم می کند برای دیدن فیلم ها و دی وی دی های تلنبار شده و دیده نشده . البته تجربه نشان می دهد که یک وبلاگ نویس نباید اسم سی دی هایش را اینجا بنویسد . چون دوستان گرامی بلافاصله تماس می گیرند و گلایه می کنند که چرا این سی دی را به ما نداده بودی .امروز سی دی شب شیشه ای مربوط به قسمت مصاحبه گلشیفته فراهانی رو دیدم . با اینکه خیلی از مصاحبه هایش را خوانده ام اما به نظرم این یکی نکات جدیدی داشت . اینکه او راحت و بدون رودربایستی صحبت می کند و مثل چند تا از بازیگر مشابهش ادای جدی بودن را در نمی آورد ، مثلا آن جا که درباره فیلم " به نام پدر " صحبت می کرد گفت : شما نفهمیدید من چی گفتم ، احتمالا خودم هم نفهمیدم و بعد زد زیر خنده .

اشکهایش برای ملاقلی پور صادقانه و بی ریا بود و صحنه اشک ریختن او آنگاه که با متن شاعرانه زنده یاد ملاقلی پور و موسیقی میم مثل مادر همراه شد ، زیبا تر شد . حاضر جوابی او هم قابل تحسین بود .

هنگامی که به کم کار بودن کارگردان های خوب اشاره کرد رشید پور تصور کرد که

می تواند مچش را بگیرد و مغلوبش کند .و از او خواست به سه نفر اشاره کند و او از بیضایی ، کیمیاوی و حمید نژاد نام برد . پا فشاری بر سر اینکه فیلم خوب نباید صرفا برای مردم ساخته شده باشد هم آخرش جواب داد و به شکست مجری برنامه انجامید .

پی نوشت : یک بار دیگر حسرت می خوریم که چرا " سنتوری " اکران نشد

قسمتی از صحبت های گلشیفته :

 من معذرت می خواهم شاید نشده کسی در برنامه شما گریه کند ولی من کمی کنترل احساساتم ضعیف شده بعد از رفتن آقای ملا قلی پور فقط میگویم ببخشید .

یعنی اگر یک رود خانه ای مردم باشند و یک فیلمی را با خودشان ببرند ما می توانیم یک قایق درست کنیم مردم را سوار کنیم و خلاف جهت آب حرکت کنیم .

 

بالا خره من با کارگردان زن کار نکردم و خانم بنی اعتماد یک کارگردان زن خوب هستند تمام کسانی که از تجربه کار با خانم بنی اعتماد حرف می زنند انگار که روی ابرها کار می کردند ولی میگویم که هرگز من نباید در خون بازی جای باران بازی می کردم چون باران در خون بازی نمونه یک سلحشور بود من می فهمیدم که چه جوری دارد درد می کشد و چه جوری دارد پیر می شود . خیلی ها میگویند چه جوری پیر شدن مثلا من هم پیر شدم در میم مثل مادر

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 10:21 |
                                        حكايت يك ستاره كاغذي

«غيرقابل انتظار» بهترين واژه اي است كه مي توان در نخستين مواجهه با فيلمي چون «توفيق اجباري» به كار برد. براي كارگرداني كه چند ملودرام و كمدي خوش ساخت در كارنامه اش دارد، «توفيق اجباري» يك سقوط بزرگ محسوب مي شود. البته شايد بتوان «توفيق اجباري» را با كمدي هاي بي ارزشي چون «كلاغ پر»،

 «مادرزن سلام» و «كلاهي براي باران» مقايسه كرد و نتيجه گرفت كه اين فيلم، خيلي هم بد نيست. اما براي كارگرداني كه با دو فيلم كمدي «عينك دودي» و «دختر ايروني» ثابت كرده است كه از عهده ساختن كمدي هاي آبرومند برمي آيد، «توفيق اجباري» به هيچ وجه فيلم قابل قبولي نيست. دست كم در اين دو فيلم موقعيت هاي بامزه و خلاقانه وجود داشت، كه دوست داران سينما را راضي و شادمان به خانه هايشان مي فرستاد.


اما در «توفيق اجباري» هرچه هست، تكرار شوخي هاي سطحي، تيپ سازي هاي كليشه اي و الگوهاي بارها آزموده شده است. از آنجا كه «محمدحسين لطيفي» تا چند سال پيش دغدغه ورود به سينماي حرفه اي را داشت، در ساخت فيلم هايش دقت و وسواس زيادي به خرج مي داد. اما وي در جديدترين فيلمش وجهي ديگر از مختصات فيلم سازي اش را نمايان كرده است.


فيلم «روز سوم» سيمرغ هاي زيادي را براي او به ارمغان آورد و لطيفي را وسوسه كرد، تا راه ساخت فيلمي صرفا تجاري را در پيش گيرد. لطيفي در «توفيق اجباري» با دستمايه قرار دادن زندگي يك ستاره سينما «محمدرضا گلزار» قصد دارد عواقب و پيامدهاي ستاره شدن را به تصوير بكشد. اما او در اين مسير، تنها از جذابيت هاي ظاهري بازيگرش استفاده مي كند و هيچ اطلاعات تازه اي به مخاطب نمي دهد. در اين فيلم، «محمدرضا گلزار» در حد يك اسطوره محبوب نسل جوان، معرفي مي شود. رفتارهاي عاشقان سينه چاك اين بازيگر آن قدر اغراق آميز و غيرمنطقي تصوير شده، كه شبيه آن را در سينماي هاليوود هم نمي توان متصور شد. پيتزافروشي كه براي امضا گرفتن از گلزار براي او پيتزا مي برد، دختري كه سوئيچ ماشينش را به زور به گلزار مي دهد، دختراني كه امضاي اين بازيگر را از دست مرد پيتزافروش چنگ مي زنند و ...


اما در مقابل اين عشاق سينه چاك فردي به نام «محمدرضا گلزار» قرار دارد كه بنا به تعريف فيلم، بازيگري سرشناس، مهربان و مودب است، بازيگري كه همه عالم و آدم برايش توطئه چيني مي كنند اما او در نهايت نجابت و مظلوميت از مهلكه ها فرار مي كند و هيچ گاه دست از پا خطا نمي كند.


بدين ترتيب «توفيق اجباري» چيزي را تبليغ مي كند كه با مضمون خود متناقض است.
«توفيق اجباري» از يك سو، شهرت و ثروت ستارگان سينما را دردسرساز معرفي مي كند و درباره مشكلات ستاره شدن هشدار مي دهد و از سوي ديگر در كوره ستاره سازي مي دمد و مقام يك بازيگر معمولي را، در حد يك افتخار ملي بالا مي برد. مي شود از كارگردان پرسيد انتخاب «گلزار» براي فيلمي كه قرار است به معرفي يكي از ستارگان سينماي ايران بپردازد، چه مبنايي داشته است؟


وي به عنوان يك بازيگر نه چندان حرفه اي در سينماي ما چه جايگاهي دارد، كه فيلمساز، اين قدر بر توانايي هايش تأكيد كرده است. واقعيت اين است كه «محمدرضا گلزار» در تمام دوران بازيگري اش بيشتر به خاطر چهره و وضع ظاهري اش مورد توجه قرار گرفته و تاكنون بازي چندان درخشاني از خود ارائه نداده است. منتقدان بهترين نقش آفريني هاي وي را در فيلم هاي «آتش بس»، «بوتيك» و «شام آخر» دانسته اند .كه تازه در آن فيلم ها نيز او به خاطر كيفيت بالاي بازي بازيگر مقابلش به چشم آمده است. يادمان باشد كه «گلزار» در تمام اين سال ها نه تنها برنده هيچ جايزه بازيگري نشده، بلكه حتي نامش در ليست نامزدهاي دريافت جايزه هم قرار نگرفته است. او فقط ستاره اي كاغذي است كه زندگي و حواشي حرفه اش خوراك دندان گير زردنامه هاست.


«توفيق اجباري» با داستان آبكي و سرهم بندي شده و ايده يك خطي اش، نمي تواند موقعيت مناسبي براي ارائه تصويري واقعي از زندگي بازيگران فراهم كند.
درست برخلاف فيلم «هنرپيشه» (محسن مخملباف) كه در آن وجوه شخصيتي يك بازيگر (اكبر عبدي)، بر بستر داستاني پرفراز و نشيب نمايش داده مي شود. در «توفيق اجباري» به استثناي چند نماي مربوط به حضور گلزار در پشت صحنه فيلم و تمرين ديالوگ هاي فيلم نامه، از ابتدا تا انتهاي داستان، اين بازيگر در خانه نشسته و هيچ فعاليت سينمايي ندارد. چرا كه از نظر كارگردان، نمايش لباس هاي رنگارنگ «گلزار» و ماشين هاي آخرين مدل او، اهميت بيشتري داشته است.


لطيفي براي خنداندن مخاطبش صرفا تركيبي ناهمگون از شوخي هاي سطحي و تاريخ مصرف دار گردآورده است: صحبت هاي پيتزافروش درباره سهميه بندي بنزين، درج خبر ازدواج «گلزار» با «يانگوم» و «مهنازافشار»، تكرار تكيه كلام هاي سريال «چارخونه» - دختري كه در خيابان به گلزار مي گويد چي كار مي كني - و تأكيد بر اخبار جعلي زردنامه ها، از جمله شوخي هايي هستند كه براي افزايش بار كميك داستان، در لابه لاي سكانس ها گنجانده شده اند.


از طرفي، كارگردان مجموعه اي از تيپ ها و موقعيت هاي چند فيلم و سريال را، بدون هيچ گونه تغيير و خلاقيتي در جديدترين ساخته اش به كار گرفته است.
ماجراي جنگ و دعواي زن و شوهر، شكستن وسايل خانه توسط گلزار، كشيدن لباس و ... نماهايي هستند كه مو به مو از فيلم «آتش بس» (تهمينه ميلاني) كپي برداري شده اند. «رضا عطاران» هم دقيقا همان تيپ سريال «ترش و شيرين» را، بازي مي كند. او اين بار هم در قالب يك جوان شوخ و فرصت طلب فرو مي رود و رفتارهاي آن تيپ تكراري را (وارد شدن به خانه بدون اجازه صاحبخانه، لو دادن آدم ها و ...) بازآفريني مي كند. پيرمرد شاد و زنده دل سريال «ترش و شيرين» نيز با همان لهجه و همان تيپ انگار به دنياي فيلم «توفيق اجباري» پرتاب شده است. او بدون توجه به اقتضاي داستان، در چند سكانس صرفا حضور مي يابد و چند جمله اي مي گويد و آوازي مي خواند و مي رود.


ساير نقص ها و ضعف هاي فيلم نامه، همچون حضور آدم هاي بدون انگيزه و شخصيت هاي سردرگم، رخدادهاي غيرقابل باور و تصادفي، تعليق هاي دم دستي، تحول يك باره شخصيت ها و... هركدام سرفصل هاي جداگانه اي هستند كه بررسي و تحليل همه آن ها در اين مجال نمي گنجد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 9:37 |

 

 

فیلم " زیبای آمریکایی " رو دیشب دوباره دیدم .به نظرم فضای کلی اش خیلی عامه پسنده . از این فیلمهایی که می خواهند در 90 دقیقه به همه بحران های فردی و اجتماعی از قبیل همجنس بازی ، خیانت ، سست شدن حریم خانواده ، قتل ، فقدان عشق ، سرکشی جوانان و .... اشاره کنند . جالب ترین نکته ، عنوان کنایه آمیز فیلم بود که ذهن مخاطب رو متوجه زشتی های آمریکایی می کرد .

شیفتگی شخصیت زن -کارولین (همسر لستر )-به اشیاء و لوازم منزلش هم خیلی هنرمندانه تصویر شده بود به خصوص در سکانسی که مرد (لستر ) قصد داشت او را در آغوش بگیرد و او نگران بود که قطره های مشروب روی مبل نریزد. (نتیجه می گیرم فقط زنان ایرانی نیستند که عاشق لوازم منزل اند و در همه جا آسمان همین رنگ است ) بقیه فیلم هم شعار هایی است با مضمون لذت بردن از زندگی و پرهیز از معمولی بودن و لزوم داشتن تفاهم جنسی  و ....

 

فیلم"زیبای آمریکایی"ساخته سام مندز کارگردان آمریکایی و بازی کوین اسپیسی و آنت بنینگ و نوشته آلن بال است .

این فیلم در سال ۱۹۹۹ موفق به دریافت پنج جایزه اسکار از جمله "اسکار بهترین فیلم سال" شد .

 

این هم مونو لوگ پایانی لستر پس از اینکه به قتل می رسه :

همیشه شنیده بودم که لحظاتی قبل از مردن تمام زندگی آدم از جلوی چشمهاش می گذره . اول اینکه

بیشتر از یک لحظه است و تا ابدیت ادامه داره .همچون اقیانوسی از زمان ....

احتمالا از اتفاقی که برام افتاد می تونستم عصبانی شم . امام وقتی دنیا این چنین پر از زیبایی هاست . نمی شه برای مدت طولانی در عذاب بود .

اون پوستر ها رو یادتونه که روش نوشته امروز اولین روز سایر عمرتونه .این برای تمامی روزها صدق می کنه . به جز یکی . روزی که آدم می میره .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه یازدهم دی 1386 و ساعت 22:51 |

داستان های خانم بلقیس سلیمانی را دوست می دارم . هم داستان هایش را و از آن بیش تر گفته ها و مصاحبه هایش را . در جشنواره داستان های ایرانی مشهد فرصتی دست داد تا با او درباره کتاب آخرش (بازی عروس و داماد ) به گفتگو بنشینم  به زودی متن کامل آن را روی وبلاگ می گذارم . فعلا این جملات خانم نویسنده را چند بار بخوانید و لذت ببرید :

راستش مي خواهم بگويم بدجوري جهان از غول ها خالي شده است يا اينکه توان توليد غول ها را ندارد و شايد هم اصلاً نياز به آنها نداشته باشد.

 

ما امروز پزشکي زرد، علم زرد، ادبيات زرد، روان شناسي زرد و... داريم.

 

 

گاهي فکر مي کنيم اين درست همان چيزي است که بشر در جست وجويش بوده است يعني جهان «متوسط ها»، جهان آدم هاي معمولي. خدا رحمت کند دکتر قيصر امين پور را. او اعتقاد داشت، اصولاً جهان براي آدم هاي معمولي آفريده شده است به همين دليل اگر شما از سطح آدم هاي معمولي بالاتر يا پايين تر برويد اين جهان براي شما سکونتگاه خوبي نخواهد بود.

 

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در چهارشنبه پنجم دی 1386 و ساعت 2:36 |

 

 

 

پشیمانی هفته : حضور محمد رضا گلزار در فیلم " کلاغ پر "

 

" محمد رضا گلزار " از بازی در فیلم " کلاغ پر " اظهار پشیمانی کرده  گفته : الان بيشترين تمرکزم روي فيلمنامه است. ديگر دوست ندارم با يک فيلمنامه ضعيف به اميد اينکه سر فيلمبرداري درست مي شود، سر کار بروم.

وی در گفتگو با روزنامه " اعتماد " ادامه داده است : من فيلمنامه " کلاغ پر " را اصلاً دوست نداشتم.  منتها من براساس قولي که به تهيه کننده براي انجام يک کار داده بودم، در فيلم بازي کردم . البته اين چيزي هم که روي پرده مي بينيد، نجات يافته آن فيلمنامه اوليه است .

 

 

                               سانسور هفته : توفبق اجباری

بهاره رهنما در گفتگو با سایت همشهری آنلاین ماجرای سانسور چند سکانس از فیلم " توفیق اجباری "        (محمد حسین لطیفی) را توضیح داد .

وی گفت :در این فیلم 4 سکانس از بازي من – يعني حدود 20-15 دقيقه از فيلم– حذف شد؛ چون وزارت ارشاد مجوز پخش آن قسمت‌ها را نداد.

رهنما در رابطه با شخصیت " بیتا " که خودش آن را بازی می کند ، افزود  : او دختري است كه مرتب خواب مي‌بيند؛ فكر مي‌كند گلزار عاشق او شده و قرار است با هم ازدواج كنند و اصلا به همين خاطر زنش را طلاق داده. وزارت ارشاد براي سكانس خواب‌ها مجوز نداد چون معتقد بود اين‌قدر رؤياپردازي بدآموزي دارد؛ حتي پايان فيلم تغيير كرد؛ جايي كه بيتا به دوستان‌اش زنگ مي‌زند و خبر ازدواج‌اش با يك فوتباليست را مي‌دهد.
در اصل، او عاشق شهرت است و برايش فرقي نمي‌كند كه با يك فوتباليست عروسي كند يا گلزار. اين نقش از لحاظ روان‌شناختي حرف‌هاي زيادي داشت كه خب حذف شد.

 

 

                      شاعرانه هفته : دل مهر جویی را به درد نیاوریم

 

فرامرز فرازمند در سال‌روز تولد داريوش مهرجويي گفت:همگي كمك كنيم تا او باز هم شاهكار خلق كند و سالي يك فيلم بسازد. اين تهيه‌كننده‌ي سينما در پي تقدير جشنواره‌ي فيلم "گل‌آقا"  براي سال‌روز تولد مهرجويي نامه ای  نوشته است. در بخشی از این نامه آمده است :  امروز تولد كارگردان محبوب ما داريوش مهرجويي است. او 40 سال از عمر خود را براي سينما گذاشت. اي كاش به جاي تقدير – جايزه و بزرگداشت، دل او را به درد نياوريم و همگي كمك كنيم تا او باز هم شاهكار خلق كند و سالي يك فيلم بسازد.

 

                     

                       دیالوگ هفته : در ميان اين توفان ايستاده منم !

 

   بهرام بیضایی  در گفت وگو با خبرگزاری راه فیروزه  از بروز تاخیر فیلمبرداری پروژه " وقتی همه در خوابیم " خبر داد و گفت : نمایش " افرا " که قرار بود از 4 آذرماه  اجرا شود با حدود یک ماه تاخیر از 12 دی ماه آغاز می شود و به همین دلیل پیش تولید فیلم جدیدم  به بعد از اتمام این نمایش موکول خواهد شد

بیضایی با بیان اینکه با شنیدن این خبر در بهت غریبی مانده است ، گفت:نمی دانم با این تغییر برنامه ها چه کار باید بکنم .در هماهنگی جدید، نمایش افرا از 12 دی تا 18 بهمن  درتالار وحدت خواهد بود و بالطبع کارهای مربوط به فیلم به بعد از این اجرا موکول می شود

وی افزود: با این حساب پیش تولید "وقتی همه در خوابیم "  بهمن ماه و  فیلمبرداری فروردین و اردیبهشت ماه سال آینده خواهد بود .

هر وقت بیضایی تصمیم به فیلمسازی می گیرد موانع یک به یک جلویش سبز می شوند . سپس همه دوستدارانش منتظر می مانند تا ببینند او چگونه از این موانع گذر می کند . پشتکار بیضایی ، سماجت و استواری قهرمان داستان هایش را به یادمان می آورد . به یاد گلرخ کمالی ( سگ کشی) می افتیم که چگونه خودش را به آب و آتش می زد تا از مهلکه ای که در آن گرفتار شده بود ، بگریزد . خاطره فیلم "مرگ یزدگرد" در ذهنمان زنده می شود و آن دیالوگ ماندگار زن آسیابان با بازی خیره کننده سوسن تسلیمی :" دشمنان از همه سو مي تازند؛ چون هشت گونه بادي كه از كوه و دامنه، و از جنگل و دشت، و از دريا و رود، و از ريگزار و بيابان مي رسد. در ميان اين توفان ايستاده منم! "

                              مستند هفته  : سوزوكي به بهشت مي‌رود

 

فيلم مستند بلند "سوزوكي به بهشت مي‌رود" به تهيه‌كنندگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و بر اساس داستان واقعي "اخراجي‌ها" و با کارگردانی مجید توکلی ساخته می شود .

فيلم مستند «سوزوكي به بهشت مي‌رود» داستان واقعي كاراكترهاي فيلم «اخراجي‌ها» است و به بررسي شخصتي واقعي شهيد مجيد خدمت و علل موفقيت «اخراجي‌ها»  مي‌پردازد.
قرار است در «سوزوكي به بهشت مي‌رود» با فرماندهان و همسنگران شهيد خدمت و كساني كه با او همرزم بودند صحبت شود.

 

گلایه هفته : رسانه ملي با سينماي ايران تعامل ندارد

 

تعدادی ازسینما گران نسبت به کم توجهی تلویزیون به سینما گلایه کردند و گفتند : تلويزيون درحالي از خريد رايت تلويزيوني فيلم‌هاي ايراني خودداري مي‌كند كه گشاده دستانه مشغول توليد تله ‌فيلم است .

تهمينه ميلاني  در گفتگو با " بانی فیلم " با اعلام اينكه ‌‌تلويزيون با سينماي مستقل خصومت دارد، مي‌افزايد تلويزيون با يك سوم هزينه خريد فيلم‌هاي سينمايي، تله‌فيلم‌هاي بسيار نازلي توليد مي‌كند.تله‌فيلم‌هايي كه ساختشان نوعي دهن‌كجي به سينماي ايران است.

این کارگردان  كه تلويزيون از "ديگه چه خبر"  تا به امروز هيچيك از فيلم‌هاي او را به نمايش درنياورده است ادامه داد : چطور فيلم‌هاي امريكايي با آن خشونت موجود از امكان پخش در صداوسيماي جمهوري اسلامي برخوردارند، اما به فيلم‌هاي ايراني كه هماهنگ با فرهنگ و حال و هواي اين سرزمين به سرانجام رسيده‌اند انگ غيرقابل پخش بودن مي‌خورد؟

مرتضي شايسته در اين باره معتقد است ضوابط صداوسيما براي خريد آثار سينمايي بيشتر قوانيني براي عدم خريد است. به اعتقاد اين تهيه‌كننده نتيجه اين رويكرد وارد شدن ضربه غيرقابل جبراني به سينماي ايران است.

                            خوشبین هفته :  بهمن قبادی

 

" بهمن قبادي " گفت: فيلم آينده من، يك فيلم انگليسي -كردي است و به نظرم بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند بازيگر مناسبي    براي ايفاي نقش اصلي آن با حال و هواي بومي باشد.

به گزارش فارس" بهمن قبادي"  در مصاحبه جديدي كه با روزنامه نيويورك تايمز داشت، در مورد مشكلات فيلمسازي در كشور عراق اظهار داشت: من گاهي براي يافتن بازيگر مجبورم كه حتي به روستاهاي دور افتاده بروم و متقاعد ساختن آنها براي اينكه اصلا سينما چيست، حقيقتا كار مشكلي است .

اين كارگردان ايراني در ادامه درباره اينكه چرا در همه فيلم‌هايش به جزء «نيوه‌مانگ» از نابازيگر استفاده كرده است گفت:من با بازيگران حرفه‌اي كار كرده‌ام و تجربه بسيار خوب بوده است ولي كار با بازيگران غير حرفه‌اي از پيچيدگي كمتري برخوردار است و در كل بسيار راحت‌تر است.

وي افزود: البته بايد بگويم كه من در آينده نيز با بازيگران حرفه‌اي كار خواهم كرد و در نظر دارم تا در پروژه بعدي‌ام از ستاره‌ها استفاده كنم .

قبادي در پايان  با نگاهی خوشبینانه به پروژه بعدی اش اظهار داشت: اين يكي از ايده‌هايي است كه من سعي مي‌كنم كه به آن برسم و به نظرم در اين زمينه بازيگري مثل «آنجلينا جولي» مي‌تواند مورد مناسبي براي ايفاي نقش در فيلم بعدي من باشد .

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 1:45 |