تبليغاتX
فيلم نگار
باید سیمرغ بلورین بهترین بازیگران سال را به بازیکنان و کادر مربی گری و هواداران پرسپولیس تقدیم کرد . انصافا از هر فیلم سینمایی جذاب تر بود .
تیتر روزنامه های ورزشی امروز را با هم مرور کنیم
 
 
تعبير روياى سرخ
فتح جام به دست امپراتور  ( ایران ورزشی )
 
نیمه شب پرسپولیسی
دیشب ماه هم قرمز بود (البرز ورزشی )
 
شیرهای پرسپولیس در آسمان خدا ( پیروزی )
 
قطبی : فرگوسن هم اندازه من لذت نبرد (پیروزی )
 
شیر شاه
قلب شیر با قهرمانی آرام گرفت ( گل )
 
تاجگذاری پرسپولیس
شیرهای رام نشدنی پرسپولیس سپاهان را خوردند
 
قهرمانی منچستری پرسپولیس ( نود )
 
                 
                                      
  

 
 
 
 

 
 
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 6:5 |

یک هفته با سینمای ایران

پرفروش هفته: درباره الي


از همين حالا مي توان پيش بيني كرد كه فيلم «درباره الي»، در رديف پرفروش ترين هاي گيشه ٨٧ قرار خواهد گرفت. با بررسي فيلم نامه هاي «چهارشنبه سوري» و «دايره زنگي»، مي توان دريافت كه «اصغر فرهادي» تسلط كم نظيري در نگارش فيلم نامه هاي جذاب و پراوج و فرود دارد. هم بازي شدن دو ستاره سينما يعني «ترانه عليدوستي» و «گلشيفته فراهاني»، از ديگر مولفه هايي است كه مي تواند در گرم تر كردن تنور گيشه اين فيلم موثر باشد.فرهادي در چهارمين اثر سينمايي خود، به روايت زندگي چند خانواده پرداخته است كه براي گذراندن تعطيلاتي سه روزه، به شمال كشور سفر كرده اند. اين بار هم داستان «فرهادي» همچون دو فيلم نامه قبلي اش- «چهارشنبه سوري» و «دايره زنگي» - در يك مقطع زماني كوتاه رخ مي دهد. آن گونه كه از اخبار پيداست اين بار هم در پايان داستان با يك غافلگيري بزرگ مواجه خواهيم شد. گفته شده اين فيلم درباره دختري به نام «الي» است كه تا آخر فيلم، نام كامل او مشخص نمي شود و يكي از دلايل انتخاب نام موقت «مجهول الهويه»- نام پيشين فيلم- همين امر بوده است.فرهادي اين روزها، در شمال كشور مشغول فيلم برداري «درباره الي» است. او در اين فيلم براي سومين بار با «ترانه عليدوستي» و «ماني حقيقي» همكاري مي كند. ترانه عليدوستي به مانند دو كار قبلي بازيگر فيلم است؛ اما ماني حقيقي كه دو همكاري قبلي اش با فرهادي به عنوان فيلم نامه نويس بود، در اين پروژه در مقام بازيگر حاضر شده است.گلشيفته فراهاني، شهاب حسيني، مريلا زارعي، رعنا آزادي ور، احمد مهرانفر و صابر ابر نيز از ديگر بازيگراني هستند كه حضورشان در اين فيلم قطعي شده است.
 انتقاد هفته: ۹۰ درصد مادران و همسران شهید در فیلم های دفاع مقدس شبیه هم هستند


محمد علي باشه آهنگر، عضو هيئت انتخاب جشنواره فيلم «جم» گفت: بزرگ ترين معضل توليد فيلم هايي با مضمون مقاومت و پايداري، فقدان پژوهش و تحقيق لازم است.به گزارش راه فيروزه، وي همچنين از مراكز پژوهشي خواست كه همكاري لازم را با فيلم سازان جوان داشته باشند، چرا كه فقدان پژوهش باعث طرح مسائل سطحي و پيش پا افتاده و واقعيت هاي شعاري در فيلم ها مي شود.عضو هيئت انتخاب جشنواره فيلم جم به نكته جالبي اشاره و تصريح كرد: به علت فقدان پژوهش، ٩٠ درصد مادران و همسران شهيد در فيلم ها شبيه هم هستند. در اين فيلم ها مادران شهيد يا منتظرند يا با روياهاي خود زندگي مي كنند يا خواب مي بينند و اطرافيان نيز آن ها را درك نمي كنند.
وي تاكيد كرد: بحث مقاومت و پايداري بحثي هميشگي براي ماست و ما بايد نگاهي به روز و تازه به موضوع دفاع مقدس داشته باشيم ولي متاسفانه ما تنها درگير شعارهاي عجيب و غريب شده ايم.
او استفاده از المان هاي نخ نما شده، مانند پلاك و چفيه را، از آفت هاي اين نوع از سينما خواند و گفت: متاسفانه اين المان ها كاركرد اصلي خود را به دليل استفاده نامناسب از دست داده است. البته نمي گويم كه از اين المان ها استفاده نشود اما بايد استفاده صحيحي از اين المان ها صورت گيرد. خاطرنشان مي شود، جشنواره فيلم جم از اول تا سوم خرداد سال جاري به همت انجمن سينماي دفاع مقدس و انقلاب هم زمان با سالروز آزادسازي خرمشهر برگزار مي شود.

تیتر هفته : پروانه بی اعتبار نمایش

روزنامه اعتماد در مطلبي با عنوان «پروانه بي اعتبار نمايش» از تعويق اكران فيلم «آتشكار» خبر داده و نوشته است: با اين كه مديريت سينما عصر جديد از سه هفته پيش فيلم «آتشكار» را به عنوان برنامه آينده خود پس از پايان اكران فيلم «پابرهنه در بهشت» به شوراي صنفي نمايش معرفي كرده بود،اما شوراي صنفي در اين مدت بنا به دلايلي كه از آن به عنوان «مصلحت» نام برده مي شود، از ثبت قرارداد اين فيلم خودداري كرد. همچنين فيلم « آن جا» ساخته عبدالرضا كاهاني نيز با داشتن پروانه نمايش توقيف شده است، طي چند سال اخير اين چندمين باري است كه از اكران عمومي دو فيلم با وجود داشتن پروانه نمايش جلوگيري مي شود. در اين چند سال فيلم هايي مانند عصر جمعه (مونازندي)، يك شب (نيكي كريمي)، شاعر زباله ها (محمد احمدي) ، سنتوري (داريوش مهرجويي) ،تردست (محمد علي سجادي) و... با وجود اين كه پروانه نمايش از طرف اداره نظارت دريافت كرده اند، بنا بر بعضي ملاحظات و مصلحت ها از اكران عمومي اين آثار جلوگيري شده است.در اين مطلب آ مده است: به نظر مي رسد مصلحت انديشي بيش از اندازه معاون سينمايي ارشاد و ارزش نهادن به برخي نظرات سليقه اي، باعث شده «پروانه نمايش» كه سند قانوني اكران يك فيلم است، به برگه اي بي اعتبار تبديل شود.

جنجال هفته : به همین سادگی

   

فيلم «به همين سادگي» ساخته رضا ميركريمي، باوجود ريتم آرام و كشدارش تاكنون حواشي داغ و پر سر و صدايي داشته است.
جديدترين واكنش به اين فيلم ادعاي علي اصغر عزتي پاك نويسنده داستان كوتاه «پرده قرمز» است كه مدعي شده: درونمايه و جزئيات فيلم «به همين سادگي» بسيار شبيه به داستانش است و اثرش مورد سرقت ادبي واقع شده است.«رضا ميركريمي» در واكنشي كنايه آميز به ادعاي اين نويسنده پاسخ گفت و اظهار داشت: ادعايي كه نويسنده قصه «پرده قرمز» مطرح كرده، فقط موجب آشنايي من با وي از طريق خبرها شده است .به اين فرد مي گويم اگرچه از آشنايي با ايشان خوشحال هستم اما به علت وقت كم و تعداد زياد كتاب ها و فيلم نامه هايي كه در نوبت مطالعه دارم، قول نمي دهم به اين زودي ها بتوانم كتابش را بخوانم و البته اميدوارم نام ايشان و ديگر هنرمندان، به خاطر آثارشان سر زبان ها بيفتد نه پرداختن به اين حواشي.در هفته هاي گذشته برخي كه خود را از علاقه مندان سينماي ارزشي ميركريمي و فيلم هاي «زير نور ماه» و «خيلي دور خيلي نزديك» او مي ناميدند، با ايجاد يك سايت اينترنتي نسبت به فيلم« به همين سادگي» اعتراض كردند و  آن را در جهت گرايش هاي فمينيستي دانستند.
در اين سايت آمده است: « به همين سادگي» به نوعي ما را به ياد برخي آثار مخملباف و استحاله شدن او مي اندازد، ما به شدت ناراحتيم و مي ترسيم فيلم ساز ارزشي مثل ميركريمي را از دست بدهيم.

 


 

نگاهي به ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران ( بخش دوم )

 

ديالوگ هاي زيبا و به يادماندني ثمره و نتيجه  بخشي از انديشه و احساس فيلمنامه نويس و كارگردان اثر  هستند كه در قالب كلمات و جملات ريخته شده اند . فيلمسازان مولف همواره بخشي از دغدغه هايشان را در دهان شخصيت هاي محبوبشان مي گذارند تا آنها به نمايندگي از كارگردان بازگو كننده قصه ها و غصه ها باشند .  بدون شك ديالوگي كه از دل برآمده باشد بر دل هم مي نشيند و خاطره انگير مي شود . براي درك و فهم بهتر يك ديالوگ بايد در فضاي فيلم قرار گرفت و آن را از زبان خود بازيگر شنيد . با اين حال برخي از ديالوگ ها آن قدر هنرمندانه نوشته شده اند كه بازخواني دوباره آن ها به صورت مستقل هم جذاب و لذت بخش است . سال گذشته بخش نخست مطلب " ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران " با عنوان " جستجوي خاطرات در صندوقچه كلمات " در همين صفحه منتشر شد كه استقبال دلگرم كننده تعداد زيادي  از خوانندگان را در پي داشت . آنچه از نظرتان مي گذرد بخش ديگري از ديالوگ هاي ماندگار سينماي ايران است كه مرور دوباره آن ها مي تواند خاطره  تماشاي آن فيلم ها را برايمان زنده كند .

 

 

 

·        ما كاري به حكم نداريم... حكم رو كاغذ مال محكمه است... اصليت حكم مال خداست كه ما و

منش ريخته و گلريزون مي كنيم... واسه كسي كه آزاد مي شه از اين چارديواري... كه همه ي دنيا چارديواريه ( اعتراض – مسعود كيميايي )

* یه بار شده كه فكر كنی من آدمم، یه زنم، دوست دارم شوهرم بالای سرم باشه، هان؟ واسه چی زندگیمو، جوونیمو، زندگی و آینده بچه هامو همه رو بریزم به پای تو؟! تو كه نه یه شوهری، نه آدمی، نه مسئولیتی سرت میشه! كه چی، كه فقط یه عشق داری بدبخت بیچاره: دوا، جنس!

(سنتوري – داريوش مهرجويي )

·         مدرسه‌ي هنر مزرعه‌ي بلال نيست آقا ، كه هر سال محصول بهتري داشته باشد . در كواكب آسمان هم يكي مي‌شود ستاره‌ي درخشان ، الباقي سوسو مي‌زنند .( كمال الملك - علي حاتمي(

 

- سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. [ مادر - علی حاتمی ]

 

·    من سالي دو تا قبر مي خرم واسه مرده هاي بي كس و كار و زمين مونده و آبرو دار . اين كبابي كباب شب مونده نداره . هر چي مونده آخر شب مال مسافراي غريب اين مسافر خونه ست. (سلطان – مسعود كيميايي )

 

علی سنتوری (بهرام رادان): وقتی از ایستگاه مترو اومدم بالا، آسمون مثل همیشه كدر و بد رنگ بود ؛ تو هوا پر دود بود و من نمیدونستم این آخرین باریه كه این هوای كثیفو به ریه های

 

سوخته ام فرو می برم.... (سنتوري – داريوش مهرجويي )

 

- وقتی هوای شهرت،مطلوب نیست، داشتن خانه ای که دلتنگ حصارش نشی نعمته و ما شاکر به این نعمتیم
[ دلشدگان - علی حاتمی ]

 

- دهه ات گذشته مربی، اگه اون اسلحه دستت نباشه کی به حرفت گوش میده؟ اینه که برات زور داره ( آژانس شيشه اي – ابراهيم حاتمي كيا )

 

 

-          من نه از فاشیسم خوشم میاد نه از دمكراسی ؛ فلسفه من عشقه. ایده آلم جامعه ایه كه تك تك آدمهاش عاشق همدیگه باشن. ( شب های زاینده رود - محسن مخملباف )

 

 

-          حرفای خوب همیشه مال آدمای خوب نیست!
[ شب های روشن - فرزاد موتمن ]

 

-          آئين چراغ خاموشي نيست، قرباني خوف مرگ ندارد، مقدر است. بيهوده پروار شدي، كمتر چريده بودي بيشتر مي‌ماندي [ حاجي‌واشنگتن- علي حاتمي ]

 

-          تو تنها کسی بودی تو زندگیم که حس می کردم خیلی به من نزدیکی... از اینکه تونستم به ت تکیه بدم احساس غرور می کردم ... ولی تو هم دوام نیاوردی... مثل همه ... دیگه از این آدمها خسته شده م... باید بتونم تنهاییمو دربست قبول کنم... باهاش اخت بشم... به ش انس بگیرم...
[ بانو-داريوش مهرجويي ]

 

 

-          مي دوني آدمهايي كه مي تونن گاهي وقتها يه شكم سير گريه كنن چقدر شانس دارن؟
[ ماهی ها عاشق می شوند - علی رفیعی ]

 

* شما مذهبی ها،هرجا كم میارید پای خدا رو می كشید وسط.

-  ما اگه خدا رو نداشته باشیم تو همه چی كم میاریم.  ( بایكوت / محسن مخملباف )

 

 

* ببينيد آقا من نمي خوام بين بچه ام و قانون بايستم ولي مي دونيد چه بلايي داره سر اين نسل مي آد ؟ " عادت به بي قانوني " چرا ؟ چون نيازهاي طبيعي اون ها در نظر گرفته نمي شه .     ( بانوي ارديبهشت – رخشان بني اعتماد )

 

·         اگه تا اين تاريخ به جاي پدري در حتقتون دشمني هم كرده بودم با كارهاي شما بي حساب شديم ... شما ها براي حفظ آبرو و ترس از بي آبرويي ، بدجوري آبروي منو بردين . بقيه آبروم رو هم همين جا مي ذارم و مي برم ... رسول رحماني امروز مرد ... اين كه اينجا ايستاده مي خواد با نوبر كرداني ، يك دختر پاپتي بمونه تا بميره .

                                                               ( روسري آبي – رخشان بني اعتماد )

 

 

- حاجی تیرها مشقی‌يه، نه؟

-          نه دیگه جنگي‌يه!یادت که نرفته، ژ3 خیلی نامرده
[ آژانس شیشه ای - ایراهیم حاتمی کبا ]

 

 

- قرار شد ما بریم از این مملكت دفاع كنیم شما هم از بچه های ما ،

حالا خودتون قضا وت كنید ... كی كم فروشی كرد ؟... (موج مرده – ابراهيم حاتمي كيا )

 

-     كشنده‌ي پادشاه را نه اينجا ، بيرون از اينجا بيابيد ! پادشاه پيش از اين به دست پادشاه كشته شده بود . آنكه اينجا آمد ، مردكي بود ناتوان !( مرگ يزدگرد – بهرام بيضايي )

 

 

-   فکر نکنید خداوند شما را فراموش کرده ... شاید درهای زندان به روی شما بسته باشد ٫ اما درهای رحمت خداوند همیشه به روی شما باز است ٬ اینقدر به فکر راههای دررو نباشید ٬ خدا که فقط متعلق به آدمهای خوب نیست ٬ خدا ... خدای آدمهای خلافکار هم هست ... و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد ...او عند لطافت ... عند بخشش ... عند بی خیال شدن ... عند چشم پوشی و رفاقت است ( مارمولك – كمال تبريزي )

 

 

-          این نسخه فقط وفقط برای من پیچیده شده .من خیبری ام...اهل نی و هور و آب ...خیبری ساکته... دود نداره ...سوز داره

        [ آژانس شيشه‌اي - ابراهيم حاتمي‌كيا ]

 

·         مي دوني چيه ؟ هيچ كي منو دوست نداره . .. من مي دونم چون نمي بينم ، همه از دست من مي خوان فرار كنن ... معلممون مي گه خدا شما نابينا ها رو بيشتر دوست داره چون نمي بينيد . ولي من گفتم خانم اگه ما رو دوست داشت چرا ما رو نابينا كرد تا اونو نبينيم ، بعد گفت خدا ديدني نيست ولي همه جا هست . مي تونيد اونو حس كنيد . گفت شما با دستهاتون مي بينيد . حالا من همه جا رو مي گردم تا يه روزي بالاخره دستم به خدا بخوره . اون وقت بهش مي گم . هر چي تو دلم هست بهش مي گم .    (رنگ خدا – مجيد مجيدي )

 

 

- دوست خيالي كه واقعاً دوستت باشه خيلي بهتر از يه دوست واقعي كه خيال ميكني دوستته

(چه كسي امير را كشت )

 

·         آزمودم عقـل دوراندیش را،بعد از این دیوانه سازم خویش را، آقای دکتر !     ( هامون - داريوش مهرجويي )                                                      

·         شما می خوای به ما فرهنگ آپارتمان نشینی یاد بدی؟! عزیزم تو تا چند وقت پیش جلوی آسانسور می ایستادی می گفتی دربست! ( دايره زنگي – پريسا بخت آور )

·         یک جا هست که باید وایستی. یک جا هم هست که باید در ری.اما خدا نکنه جای این دوتا با هم عوض بشه که دیگه تا اخرعمر بدهکار خودتی(دندان مارمسعود كيميايي )

* حمید هامون : نود درصدش از فرط عشق بود... مهشید با دار و دسته اش فرق داشت. من به پول باباش کار نداشتم، خودش برام مهم بود.
دبیری: ولی برا باباش پولش مهم بود. واسه همینم یه پاپاسی بهتون نداد!

) هامون- داریوش مهرجویی

 (

·         اگر ابراهيم خودش رو مي كشت ...يعني تصميم مي گرفت خودش رو بكشه ... و يا كس ديگه اي رو به جاي اسماعيل براي قرباني انتخاب مي كرد يا اين كه شك مي كرد ، يا سر مركب شو بر مي گردوند ، پشيمان مي شد ، شكوه مي كرد از خداش و اگر اگر و اگر هاي ديگه ، كه ديگه پدر ايمان نبود ... يه كسي بود مث من و تو  ( هامون – داريوش مهرجويي )

·         مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه مي‌آيد. قحطي است. دوا نيست، مرض بيداد مي‌كند. نفوس، حق‌النفوس مي‌دهند. باران رحمت از دولتي سر قبله‌ي عالم است و سيل و زلزله از معصيت مردم. ميرغضب بيشتر داريم تا سلماني. ريخت مردم از آدميزاد برگشته، سالك بر پيشاني همه مُهر نكبت زده. ( حاجي واشنگتن – علي حاتمي )

·         تو این دوره و زمونه مرام و معرفت خیلی کم شده قیصرخان.میدونی چرا ؟چون همشو خودت برداشتی (قیصر - مسعود كيميايي )

·         خونه ها خراب مي شن . جاش خونه هاي خوشگل تر ساخته مي شن . اما من از اين اتوبان ها ، از اين برج ها نمي دونم چرا وحشتم مي گيره .    ( سلطان – مسعود كيميايي )

·         اين همه حرف مي زنم ، اگه به ديوار گفته بودم ، درشو تكون مي داد . به شما كه حرف مي زنم ، اقلا سرتو تكون بده . ( زير نور ماه – رضا مير كريمي )

·         بسه آقا مگه توپه كه هي شوتش مي كني ؟ آدمه . زور بازو تو مي خواي به رخ بكشي برو بوكسور شو . اون سبيل دكور نيست . حرمت داره   ( آدم برفي – داوود مير باقري )

·         يه چيزي مي گم نه نيارين ، اما آره الكي هم نيارين ، يك سال و روز و ساعتي رو قرار مي گذاريم هر كي هر چي شده ، چه اوني كه بارش بار شده ، چه اوني كه بارش افتاده ، كه خدا كنه همه ما كار درست بيايم ، خلاصه يك بار ديگه دور هم جمع بشيم . ( ضيافت – مسعود كيميايي )

·         باشه ، بهتون التماس مي كنم ، به خاطر يكي ديگه ، نه خودم . به خاطر فلك زده اي كه ته چاهه و من دارم تقلا مي كنم بكشمش به سطح خاك .از زير زير صفر به صفر ... راضي شدين ؟ ( سگ كشي – بهرام بيضايي )

·         وقتی رفتی نفهمیدم کی داره می ره. حالا که اومدی می فهمم کی اومده.(گوزن ها – l مسعود كيميايي )

·         به هر کی گفتم نوکرتم با خنجرگذاشت تو پشتم (قیصر - مسعود كيميايي )

 

·         حاج آقا شما در مورد من چی فکر می کنین؟ من آدم بدی هستم! شما در مورد من چی فکر می کنین؟
-
من اصلا به تو فکر نمی کنم! ( مارمولك )

 

* درسته پول خوشبختی نمیاره ولی بی پولی حتما بد بختی میره ( بوتيك – حميد نعمت ا...)

خوشحالم مثل یه آدم الکی خوش که یه خبر خوب داره ولی کسی رو نداره که خبرشو بهش بگه
( شب های روشن – فرزاد موتمن )

 

ننه فردا صبح سپیده دم سه بار که خورشید طلوع کنه و از اون بالا بیاد پایین و همه یادشون میره ما کی بودیم و چی بودیم و واسه چی مردیم . همون طور که ما یادمون رفته ..  (قیصر – مسعود كيميايي )

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:18 |


بازيگر هفته : محمد رضا فروتن

محمدرضا فروتن يكي از پركارترين بازيگران سال گذشته بود. او با حضور در فيلم هاي «كنعان»، «ترديد» و «روابط»، نشان داد كه همچنان اشتياق فراواني براي همكاري با كارگردان هاي موفقي چون ماني حقيقي، واروژ كريم مسيحي و ايرج كريمي دارد. در كارنامه سال گذشته اين بازيگر دو فيلم تجاري هم ديده مي شود. «زن دوم» و «حس پنهان» فيلم هايي هستند كه قضاوت را درباره اين بازيگر دشوار و پيچيده مي كند. فروتن هم اكنون فيلم «زن دوم» را بر روي پرده دارد و نقش پدر وهمسري را بازي مي كند كه از سن واقعي اش بيشتر به نظر مي رسد. او جلوي دوربين دو فيلم در حال ساخت هم رفته است.
«محمدرضا فروتن» در فيلم «عيار١٤» ساخته «پرويز شهبازي» با بازيگراني چون «كامبيز ديرباز» و «پوريا پورسرخ» هم بازي است. «ميزاك» ساخته حسينعلي ليالستاني، نام ديگر فيلم فروتن است كه فيلم برداري اش در ارتفاعات تنكابن انجام شده است.
محمدرضا فروتن، جمشيد مشايخي، باران كوثري، داريوش ارجمند، فاطمه معتمدآريا، عليرضا خمسه و رابعه اسكويي، بازيگران اين فيلم هستند.
منتقدان فيلم هاي «شب يلدا»، «قرمز» و «زيرپوست شهر» را موفق ترين فيلم هاي اين بازيگر مي دانند. او در سال ٧٧ براي فيلم قرمز نخستين سيمرغ بازيگري اش را دريافت كرد.


ادعاي هفته: به لطف شهامت مخملباف است كه فيلم هاي عاشقانه ساخته مي شود!
حنا مخملباف كارگردان فيلم «بودا از شرم فروريخت» در اظهارنظري عجيب مدعي شده است: به لطف شهامت پدر من است كه اكنون در ايران پس از ده پانزده سال اكثر فيلم ها، با مضمون عشق ساخته مي شود.
او افزوده است: پدر من يكي از آن افراد نادري بوده كه چه در گذشته و چه در حال حاضر، جرات بيان كردن عقايد خود را داشته است. پدرم در حالي كه تلفظ واژه «عشق» ممنوع بوده، فيلم هاي عاشقانه ساخته است.
حنا مخملباف در مصاحبه اي با «كوريه انترناسيونال» افزوده است: من از سن ٨ سالگي مدرسه را ترك كردم و در مدرسه فيلم سازي پدرم دوره تحليل فيلم گذرانده ام. به طور كلي، معتقدم كه سينما در اين سال هاي اخير، به دليل ظهور دوربين ديجيتال افت كرده است. هركسي به خود اجازه مي دهد كه دوربين بردارد و شروع به فيلم سازي كند، بدون آن كه دقيقا موضوع خاصي در ذهن داشته باشد.

ديالوگ هفته: دوره تماشاگران شيفته سينما گذشته است
مسعود كيميايي در مصاحبه با يك روزنامه ورزشي درباره علاقه اش به فوتبال سخن گفته و اظهار داشته است: شيفته آن هواداران ديوانه اي هستم كه وقت هايي همه موانع را مي شكافند و خودشان را مي رسانند به تيم يا بازيكن دلخواهشان. اين خيلي ستودني است چون انساني ترين خواسته يك جوان است.
در فضاي سينما، ديگر تقريبا دوره تماشاگران شيفته اي كه از زير دست و پاي ديگران هم شده، خود را به ستاره محبوبشان مي رساندند، گذشته است. در ورزش هم هيچ وقت اين اتفاق مثلا براي وزنه بردار يا كشتي گير نمي افتد.
او درباره تيم هاي مورد علاقه اش گفته است: كلا در فوتبال فقيرنواز هستم. حتي فارغ از اين كه با چه تيمي طرف باشم، وقتي يك تيم يكي مي زند و بعد دوتا مي خورد، به شدت طرفدارش مي شوم و دوست دارم باز بزند و دست كم مساوي بگيرد. از اين مظلوم واقع شدنش دلم مي سوزد. انگار اين به ناف ماست كه هميشه آن جايي باشيم و جانبداري كنيم كه فقرا هستند.
پرفروش هفته: دايره زنگي
فيلم «دايره زنگي» ساخته «پريسا بخت آور» با پشت سر گذاشتن ساير رقبا بر صدر جدول اكران ايستاد. اين فيلم از چهارشنبه ٢٩ اسفند اكران شده و پس از ٣٩ روز نمايش در ٢٤ سينما بيش از ٧٣٠ ميليون تومان فروخته است. در بررسي دلايل فروش بالاي فيلم بايد به مولفه هايي چون حضور پرشمار بازيگران ستاره، مضمون جسورانه و نزديك شدن به خط قرمزها، انتشار اخبار حاشيه اي درباره توقيف فيلم در جشنواره و... اشاره كرد. دايره زنگي ريتم تند و پرشتابي دارد و فاصله بين شوخي هايش مناسب به نظر مي رسد. پايان غافلگيركننده فيلم -كه اين بار هم همچون «چهارشنبه سوري» در داخل ماشين رخ مي دهد- تماشاگر را شوكه مي كند و او را نسبت به قضاوت اشتباهش آگاه مي كند.
خيلي ها براي آن كه بتوانند در داوري شان نسبت به شخصيت ها تجديدنظر كنند، دو بار به تماشاي فيلم نشسته اند و اين نكته هم يكي از عوامل رونق يافتن گيشه دايره زنگي است.


مستند هفته: سند آزادي
اين مستند سوژه اي بكر و جذاب را دست مايه كار قرار داده است. زنداني هايي كه به حبس ابد با اعدام محكوم هستند و با حفظ قرآن از مجازاتشان كاسته مي شود.
محسن خان جهاني در گفت وگو با فارس اظهار داشت: ما در اين مستند به عينه ديديم آدم هاي شروري كه جرم هاي سنگين داشته اند ولي بعد از حفظ قرآن، حتي امين دوستان و هم محله اي هايشان شده اند. بعضي از آنها نيز در مسابقات بين المللي قرآن شركت مي كنند.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 7:45 |

يك هفته با سينماي ايران

دفاع هفته : گلزار حق دارد دستمزد بالا بگیرد

سايت «سينماي ما» ضمن مخالفت با سخنان اعتراض آميز داوود رشيدي، از رقم بالاي دستمزدهاي محمدرضا گلزار دفاع كرده و نوشته است: گلزار به عنوان يك ستاره، بازاري دارد و گيشه اي، و به پشتوانه مردمي كه براي ديدنش بليت مي خرند، قدرت و نفوذي يافته است و حالا دارد از اين قدرت استفاده مي كند.
در اين يادداشت آمده است: او فعلا از قدرتي كه تماشاگر و مخاطب به او داده اند، استفاده مي كند و مي داند كه حضور او، چه درآمدي براي تهيه كنندگان خواهد ساخت. حتي اگر او بخواهد هنرپيشه نقش مقابلش را انتخاب كند، يا حتي كارگردان فيلمش را، باز هم مجاز است. اگر تهيه كننده به اين باور برسد كه او اين قدر نمي ارزد، با او قرارداد نمي بندد. اما اگر مي تواند پولي برگرداند، چرا خودش در آن شريك نباشد؟
پيشتر اعلام شده بود كه گلزار براي فيلم جديدش درخواست دستمزد ٧٠ ميليون توماني كرده و بابت دو روز حضور در يك فيلم كوتاه ٤ ميليون تومان دريافت كرده است.
اين مسئله مورد اعتراض داوود رشيدي بازيگر پيشكسوت تئاتر، سينما و تلويزيون قرار گرفت.

بازيگر هفته: نيكي كريمي


در چند سال اخير فعاليت وي در عرصه بازيگري كمتر شده و بيشتر به كارگرداني و داوري جشنواره هاي خارجي روي آورده است.
نكته جالب درباره كارنامه چند سال اخيرش اين است كه او به بازيگر فيلم هاي تجاري و كارگردان فيلم هاي هنري و روشنفكرانه بدل شده است. اين بازيگر هم اكنون فيلم زن دوم (سيروس الوند) را روي پرده دارد.
فيلمي كه ابتدا قرار بود خودش آن را كارگرداني كند كه پس از منتفي شدن قضيه در گروه بازيگري اش قرار گرفت. به گفته خودش به خاطر علاقه اي كه به اين فيلم داشته نصف دستمزدش را دريافت كرده است.
او به تازگي در گفت وگو با سايت راديو زمانه گفته است: در سينمايي كه متاسفانه فيلم نامه و محيط خوبي ندارد، سعي مي كنم به انتخاب هاي خوبي دست بزنم؛ اما هر دو سه سال يا چند وقت يك بار هم، يك فيلم تجاري كار مي كنم كه موقعيت خودم را حفظ كنم و پول هم دربياورم و در عين حال بتوانم كارهايي را هم كه دوست دارم، انجام بدهم ولي خوشبختانه هيچ وقت فيلم تجاري صرف هم كار نكردم.
او درباره تجربه همزمان بازيگري و كارگرداني در فيلم «چند روز بعد» گفته است به هر حال سخت بود براي اين كه در صحنه بايد حواست به همه چيز باشد؛ هم بازي كني و هم مديريت؛ ولي از يك طرف هم خوب بود چون من آن آدم را مي شناختم و به نظر خودم يك دست درآمده است.
اصلا دلم نمي خواست خودم اين نقش را بازي كنم به خاطر اين كه هزار دغدغه ديگر داشتم ولي به همراه دستيارم حدود دو سه ماه دنبال بازيگر گشتيم. به هر حال آخر سر تهيه كننده فيلم به من گفت چرا خودت بازي نمي كني؟ بعد ديدم راست مي گويد، اين شايد بهترين كار باشد.
او همچنين گفته است: از هر كسي يك چيزي ياد گرفتم. ولي كسي كه بازيگري را مي شناخت و به من ياد داد، داريوش مهرجويي بود.
نيكي كريمي در فيلم تجاري زن ها فرشته اند (شهرام شاه حسيني) و سه زن (منيژه حكمت) هم بازي كرده است كه اولي در نوبت اكران قرار دارد و وضعيت نمايش دومي مشخص نيست.
او يك فيلم مستند كوتاه به نام «داشتن و نداشتن» و دو فيلم بلند با عنوان «يك شب» و «چند روز بعد» ساخته است كه فيلم «يك شب» او در جشنواره فيلم كن درخشيد و مورد توجه قرار گرفت.

انتقاد هفته: وضعيت سينماي ايران مافيايي است
محمدعلي سجادي گفت: به دليل ناملايمتي در سينما مجبور شدم به سراغ تلويزيون بروم.
اين كارگردان در گفت وگو با سايت سوره افزود: مطمئن هستم به دليل شرايط نامساعدي كه در سينماي ايران حاكم است، بسياري ديگر از سينماگران همانند من به تلويزيون مي آيند.
سجادي كه در حال توليد سريال جديدش است، علت فاصله گرفتنش را از سينما، وضعيت مافيايي كه حاكم بر سينماي ايران است، دانست. او ساخت تله فيلم و سريال هاي تلويزيوني را بي دغدغه تر از ساخت فيلم سينمايي دانست.
سجادي در چند سال گذشته فيلم هاي «مخمصه» و «شوريده» را كارگرداني كرده است كه مخمصه ٢ سال و شوريده ٤ سال در انتظار دريافت پروانه نمايش است. وي در سال گذشته ٢ تله فيلم «ساياب» و «رمز» را ساخته است.

ديالوگ هفته: مي ترسم چشمم بزنند
قاسم جعفري، كارگردان فيلم «مجنون ليلي» در پاسخ به اين سوال كه چرا كارهاي شما در سكوت خبري مطلق ساخته مي شود، گفته است: من كمي خرافاتي هستم و مي ترسم چشمم بزنند. وقتي براي كاري، خبرسازي مي شود احساس مي كنم به چشم مي آيم و چشم مي خورم و به يك باره يك سري از امكاناتم به دليل خبرسازي از بين مي رود.
وي با تاييد اين نكته كه «هشتاد دقيقه از فيلم حذف شده »، افزوده است: بخش هايي از رابطه عاشقانه گلزار و شاكردوست حذف شده است كه بعضي اوقات رابطه اين دو سخت به نظر مي رسد. نمي خواهم ضعف هاي كار را گردن حذفيات بيندازم ولي يك جاهايي به فيلم ضربه زده است. به هر حال اگر مي خواستم مقاومت كنم، «مجنون ليلي» به اين زودي ها رنگ پرده را نمي ديد.
اين فيلم ساز درباره كناره گرفتنش از كارهاي تلويزيوني گفته است: فكر كردم اگر در كارم به تلويزيون ادامه دهم، يك كارمند سفارشي ساز، خواهم شد.
اكنون دوره اي است كه سينما دچار ركود شده است و ما هم كه بلد هستيم مخاطب را جذب كنيم، بايد ثابت كنيم سينما هنوز زنده است و هنوز هم مي شود انگيزه مردم را برانگيخت تا در صف بايستند و بليت بخرند.
جعفري درباره بازي حامد بهداد در فيلمش گفته است: حامد يك استثنا است. اعتماد به نفس بالايي دارد و مي گويد من در دنيا بهترين هستم.
من اعتقاد و قبول دارم كه حامد در لحظاتي از «مجنون ليلي» به شخصيت هاي قبلي كه بازي كرده نزديك شده و اين جزو عيب هاي حامد است كه بايد از خودش بگيرد.


اعتراف هفته: سنتوري تنها فيلم غيرمجازي بود كه توزيع مي كردم
فردي به نام حجت كه مدتي قبل به عنوان اصلي ترين پخش كننده قاچاق فيلم «سنتوري» دستگير شده بود، در يك برنامه راديويي از تهيه كننده اين فيلم طلب بخشش كرد.وي با بيان اين كه از غيرقانوني بودن فروش اين فيلم اطلاعي نداشته است، گفت: من فيلم هاي داريوش مهرجويي را از فيلم «گاو» دنبال مي كردم.
حتي دليل انتخاب شغلم نيز علاقه ام به فرهنگ و سينما بوده و مسائل مادي آن برايم اهميت چنداني نداشته است.به گزارش ايسنا او خود را ٢٤ ساله و ديپلم رياضي معرفي كرد و ادامه داد: در مغازه كوچكي كه واقع در يكي از فقيرترين محله هاي تهران است، فيلم هاي مجاز را عرضه مي كردم و فيلم «سنتوري» تنها فيلم غيرمجازي بود كه مسئولان در محل كارم يافتند.
وي در مورد چگونگي ورود اين اتهام نيز اظهار كرد: عده زيادي به اين دليل دستگير شدند. اما از آن جا كه تعداد فيلم هاي من بيش از ديگران بود، به عنوان متهم اصلي شناخته شدم. در صورتي كه خود من هم اين فيلم را از طريق فرد ديگري تهيه مي كردم،  اما از آن جا كه نتوانستم او را پيدا و معرفي كنم، به عنوان عامل اصلي قاچاق اين فيلم شناخته شدم.

ابتكار هفته: پخش فيلم هاي سينمايي از راديو
فيلم نامه «طلسم شده» اثر آلفرد هيچكاك به صورت نمايش در راديو جوان پخش شد.
مرضيه رشيدبيگي، سردبير برنامه نمايش جوان راديو، با بيان اين مطلب به ايسنا گفت: مدتي است كه راديو جوان تصميم گرفته است آثار كلاسيك سينماي جهان را كه بار دراماتيك جذابي دارد، به نمايش راديويي تبديل كند.
وي ادامه داد: نمايش جوان بيشترين استفاده را از فيلم نامه هاي آلفرد هيچكاك كرده است. به اين علت كه فيلم نامه هايش كشش دراماتيكي خوبي دارد و همچنين فيلم نامه هاي او به دليل ويژگي كه دارد به راحتي به صورت نمايش راديويي درمي آيد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 5:29 |

در رابطه با مطلب پيش يك سري بحث ها و جدل هايي در كامنت ها پيش آمد كه برايم جالب بود . به هر حال من اين از اين بحث هاي نوشتاري ( چه مدافع من باشند و چه مخالف ) استقبال مي كنم و از همه دوستاني كه مطالب اين وبلاگ را دنبال مي كنند متشكرم .چون وبلاگ يك محيط شخصي است و نه كسي را مي توان مجبور به خواندن آن كرد و نه بالعكس . همچنين از سايت سینمای ما و هفتان كه به مطلب گفتگو با باران كوثري توجه نشان دادند و به آن لينك دادند سپاسگزارم .

اين عكس ها را در سفر دو روزه اي كه همراه گروه فيلمبرداري "حيران " بودم از عوامل  پشت صحنه فيلم گرفتم كه فكر مي كنم برايتان جالب باشد .

               

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:45 |
گفتگوی اختصاصی با باران کوثری

من هم نفهمیدم چرا دایره زنگی در جشنواره توقیف شد

اگر قرار است فيلم هاي سفارشي ساخته شود، تلويزيون به اندازه كافي اين كار را انجام مي دهد. نمي دانم چرا سينما هم بايد به محلي براي ساختن فيلم هاي تبليغاتي تبديل شود.

«باران كوثري» هم اكنون فيلم «دايره زنگي» را روي پرده دارد. بسياري از منتقدان معتقدند اگر اين فيلم در بخش مسابقه جشنواره فجر سال گذشته شركت مي كرد، وي با بازي غافلگيركننده اش، مي توانست يكي از شانس هاي دريافت سيمرغ بازيگري باشد.
«باران كوثري» از معدود بازيگران سينماي ايران است كه درست يك سال پس از جايزه جشنواره بيست و پنجم فجر و كسب سيمرغ بلورين بازيگري، در جشن سينماي ايران هم به عنوان بازيگر برتر انتخاب شد. در فرصتي كه دست داد با او به بهانه نمايش عمومي فيلم «دايره زنگي» به گفت وگو نشستيم.


" بخشي از فيلم شناسي: «بانوي ارديبهشت»، «زير پوست شهر»، «رقص در غبار»، «خوابگاه دختران»، «تقاطع»، «گيلانه»، «خون بازي»، «روز سوم»، «توفيق اجباري» و «دايره زنگي»
" حضور در مجموعه تلويزيوني «صاحبدلان» و نمايش هاي «در ميان ابرها» و «آن سوي آينه»


حضور شما در فيلم «توفيق اجباري» تا حدي سوال برانگيز بود. خيلي از منتقدان معتقدند كه اين فيلم، در حد و اندازه هاي شما نيست. يعني انتظار مي رفت «باران كوثري»، پس از دريافت سيمرغ بازيگري در انتخاب هايش بيشتر دقت كند.
-اولا من در هر شرايطي از همكاري با آقاي «لطيفي» لذت مي برم. ثانيا خيلي دوست داشتم پس از بازي در دو فيلم گونه اجتماعي و دفاع مقدس يعني «خون بازي» و «روز سوم»، در يك فيلم كمدي بازي كنم. البته اگر مي دانستم بعدها فيلم «دايره زنگي» به من پيشنهاد مي شود، كمي صبر مي كردم. براي من افتخار است كه در فيلم لطيفي بازي كنم. ولي مي خواهم بگويم انتظار من هم، از «توفيق اجباري» بيشتر بود.


 اتفاقا كارنامه سينمايي شما نشان مي دهد كه بيشترين بازي را، در فيلم هاي محمدحسين لطيفي داشته ايد. همكاري كه با «خوابگاه دختران» آغاز شد و با فيلم هاي «روز سوم»، «توفيق اجباري» و سريال «صاحبدلان» ادامه يافت.
- براي من خيلي هيجان انگيز است كه با يك كارگردان چند بار كار كنم. همكاري با ايشان، بسيار لذت بخش و آموزنده است. ضمن اين كه فضاي كارش هم خيلي دوستانه است.


 «دايره زنگي» از فيلم هاي بحث برانگيز جشنواره فجر سال گذشته بود. شما به عنوان بازيگر فيلم مي دانيد چرا «دايره زنگي»، در جشنواره به نمايش درنيامد؟
- من هم نفهميدم. فكر مي كنم به همان دليلي كه فيلم آقاي «فرمان آرا» و «سامان مقدم» و خيلي فيلم هاي ديگر به نمايش درنيامدند. به نظر من اين مسئله بيشتر از آن كه به خود فيلم ها مربوط باشد، به تنگ نظري ها و اعمال سلايق شخصي برمي گردد. به هر حال «دايره زنگي» فيلمي سفارشي نبود و تهيه كننده خصوصي داشت.


 اين محدوديت ها بازيگران را اذيت نمي كند؟
- حتما اذيت مي كند. فقط بحث بازيگري نيست اگر همين طور پيش برود، به تدريج كارگردان هاي پيشكسوت و صاحب نام انگيزه شان را براي فيلم سازي از دست مي دهند. اين براي سينما فاجعه است. اگر قرار است فيلم هاي سفارشي ساخته شود، تلويزيون به اندازه كافي اين كار را انجام مي دهد. نمي دانم چرا سينما هم بايد به محلي براي ساختن فيلم هاي تبليغاتي تبديل شود. البته خيلي خوشحالم كه كارگردان هايي چون «ميركريمي» و «مجيدي» در جشنواره فيلم فجر سال گذشته حضور داشتند. با اين روند من واقعا نگران جشنواره فيلم فجر امسال هستم.


 از فيلم هاي آينده تان بگوييد.
- دو فيلم آماده نمايش به نام هاي «كتوني سفيد» و «نسل جادويي» (ايرج كريمي) دارم. در فيلم «حيران» (شاليزه عارف پور) هم ايفاي نقش كرده ام كه فيلم برداري آن در شمال كشور، تهران و مرزهاي شرقي انجام شد. در حال حاضر نيز درگير بازي در فيلم «مي زاك» (حسين علي ليالستاني) هستم.


 در فيلم «حيران» نقش اصلي را ايفا مي كنيد. فرعي يا اصلي بودن نقش چقدر برايتان اهميت دارد؟
- خيلي مهم نيست. واقعا خوب بودن نقش بيشتر برايم اهميت دارد. زيرا تا به حال نقش كوتاه هم خيلي زياد بازي كرده ام.

ولي بهترين بازي هايتان در فيلم هايي است كه نقش اصلي را ايفا كرده ايد مثل «خون بازي» و «روز سوم»
- قبل از آن هم، زياد نقش اول بازي كرده بودم. ضمن اين كه فكر مي كنم در «روز سوم» من نقش اول زن بودم نه بازيگر اصلي. نقش هاي اصلي را «پوريا پورسرخ» و «حامد بهداد» بازي مي كردند. درباره «خون بازي» هم بايد بگويم نقش «سارا» از آن نقش هاي ويژه بود كه اگر دو سكانس هم در فيلم بود، باز هم ديده مي شد.


 جالب است كه بيشتر نقش هايتان اجراي سختي دارند. مثلا نقش يك دختر مجروح جنگي (روز سوم) و يا يك دختر معتاد (خون بازي) و...
- كار سخت را بيشتر دوست دارم، كاري كه برايش بيشتر زحمت بكشم. فيلم جديدم «حيران» هم در نوع خودش كار سختي بود. به مدت چند ماه در تهران، گيلان، مشهد و اطراف مرزهاي شرقي فيلم برداري داشتيم. شرايط مان عادي نبود لوكيشن هاي سختي داشتيم، ولي چون گروه حرفه اي بود كار خيلي لذت بخش بود.
 «باران كوثري» از چه روش هايي براي نزديك شدن به نقش استفاده مي كند؟
- اين سوال از آن سوالاتي است كه نمي دانم چطور بايد به آن جواب بدهم. هر بازيگري تمرين مي كند و از فيلم هايي كه ديده و كتاب هايي كه خوانده كمك مي گيرد. در اين مسير راهنمايي هاي كارگردان خيلي مهم است. چون به تمرين ها جهت مي دهد. همه افراد گروه مي توانند تاثيرگذار باشند به ويژه بازيگر مقابل.
 «ترانه عليدوستي» هم معتقد بود كتاب خواندن يكي از راه هاي نزديك شدن به نقش است. اين فرآيند چگونه شكل مي گيرد؟


- وقتي شما بازيگريد، هر چيزي مي تواند به شما كمك كند. وقتي شما فصل نزديك شدن يك اعدامي به صحنه اعدام را، در كتاب «برادران كارامازوف» مي خوانيد، چيزي كه هيچ وقت تجربه اش را نداريد، از طريق كتاب به دست مي آوريد. اصولا خواندن كتاب به ويژه «رمان» وسعت تجربه آدم را زياد مي كند. هر تجربه اي براي بازيگر مفيد است. در همه كتاب هايي كه خواندم، لحظاتي بوده كه به من كمك كرده است. كتاب خواندن تمرين ذهني خوبي است براي تقويت حافظه و نگه داشتن حس.


 دريافت سيمرغ چه تاثيري در مسير بازيگري شما داشت؟


- مسيرم عوض نشد. يك كم تشويق شدم براي اين كه با حوصله تر و با دقت تر كار كنم. سيمرغ بيشتر از آن كه مايه افتخار باشد، تشويق است. اين جايزه ارزشمند است. چون براساس سليقه چندين نفر پيش كسوت و صاحب نظر، به من داده شده است. دوست ندارم سقف بازي ام «خون بازي» باشد. سيمرغ تشويقي است كه بتوانم بهتر از اين هم بازي كنم.


 تعريف شما از «ستاره سينما» چيست؟


- اگر منظورتان همان «سوپراستار» هاليوود باشد، به نظر من ستاره بودن ربطي به سن و سال و قيافه ندارد. ستاره ها بازيگران بسيار توانايي هستند كه يك جور محبوبيت چشمگيري دارند. مثل «آل پاچينو»، «رابرت دنيرو»، «جوليا رابرتز» و... آن ها با آن چيزي كه ما در سينماي ايران به آن ستاره مي گوييم، متفاوت اند.
 شما خودتان را يك ستاره مي دانيد؟
- نمي دانم. تا به حال به اين موضوع فكر نكرده ام.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:18 |