تبليغاتX
فيلم نگار

 

داوود رشیدی:

خوشحال می شویم که بازیگران دستمزدهای خوب بگیرند. تهيه كنندگان به بقيه عوامل هم بيشتر دستمزد بدهند

چندي است كه موضوع " ميزان دستمزد بازيگران " به يك موضوع بحث برانگيز بدل شده است. به ويژه كه عده اي بحث لزوم مشخص كردن سقف قرارداد براي ستاره ها را هم مطرح كردند. دوست دارم نظر شما را به عنوان رييس انجمن بازيگران در اين باره بدانم.

موضوع دستمزد، از قانون عرضه و تقاضا تبعيت مي كند. تهيه كننده مي آيد با صلاحديد كارگردان يك هنرپيشه اي را انتخاب مي كند. آن بازيگر بنا به سابقه و شهرت خودش يك رقمي را تعيين مي كند. تهيه كننده مجبور نيست از بازيگري كه رقم بالايي گفته استفاده كند. برخي بدون آن كه متوجه شوند مساله مهمي را مطرح كردند و آن را انداختند گردن انجمن بازيگران. از نظر ما متهم اصلي خود تهيه كنندگان هستند. خود آن ها به يك بازيگر ستاره 60-50 ميليون تومان پول مي دهند. انجمن بازيگران كه نمي گويد آقاي ستاره بايد اين قدر بگيريد. اصلا ما دخالتي در دستمزدها نداريم. ما نمي توانيم سقف تعيين كنيم. مثلا بگوييم بازيگراني كه يك متر و 70 سانت قد دارند بايد كمتر از 20 ميليون تومان بگيرند. اگر خوب فكر كنيم ، مقصر خود تهيه كنندگان هستند كه اين پول ها را مي دهند. انجمن بازيگران چرا بايد دخالت كند؟ ما خيلي خوشحال مي شويم كه بازيگران دستمزدهاي خوب بگيرند و راحت تر زندگي كنند. چند تا از بازيگران ستاره كه اسمشان را نمي آورم به صندوق تعاون انجمن كمك مي كنند . اين صندوق به بازيگران پيشكسوت از كار افتاده و بازيگراني كه كمتر كار مي كنند ، كمك مي كند. تهيه كنندگان چه كمكي مي توانند بكنند؟  (مي خندد)

مشكلي كه پيش مي آيد اين است كه با بالا رفتن دستمزدها، هزينه توليد فيلم هم بالا مي رود و فيلمسازي سخت تر و سخت تر مي شود.

 خب بشود. سخنگوي شوراي عالي تهيه كنندگان گفته چون دستمزد زيادي هنرپيشه ها مي دهيم ، مجبوريم از پول بقيه بزنيم. به نظر من اين گفته خيلي عجيب است. خودشان به خودشان  لطمه مي زنند. چون فقط يك نفر يعني بازيگر ستاره را مي بينند. خب به بقيه عوامل هم بيشتر بدهيد. به صدابردار خوب و فيلمبردار خوب هم دستمزد بيشتري بدهيد تا آن هم مثل بازيگران انگيزه بهتر كار كردن را پيدا كنند و در كيفيت فيلم تاثيرگذار باشند.

مساله اين است كه يك صدابردار خوب نمي تواند به فروش فيلم كمك كند، اما يك بازيگر خوب يقينا از عهده اين كار بر مي آيد.

اما يادمان باشد كه يك صدابردار بد مي تواند به فيلم لطمه بزند. هنرپيشه هاي نقش دومي كه از فاميل هاي تهيه كننده هستند ، مي توانند به فيلم لطمه بزنند. تهيه كننده يك هدف و تعهدي بايد داشته باشد. فقط اين نيست كه يك سرمايه اي بگذارد تا سه برابر آن برگردد. در اين صورت بساز بفروشي راه بياندازد بهتر است. همه اش نبايد فكر برگشت چند برابر پولش باشد. اگر اين طور باشد، همه از اين جور فيلم ها مي سازند ؛ مدام سطح فكر تماشاگر پايين مي آيد.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 و ساعت 8:32 |

گفتگو  با رضا ناجي بازيگر فيلم آواز گنجشك ها

گنجشك كه آواز نمي خواند جیک جیک می کند

 رضا ناجي يكي از معدود بازيگراني است كه يك جايزه معتبر جهاني را از آن خود كرده است. او با دريافت "خرس نقره اي" بسياري از ستاره هاي سينماي غرب را پشت سر گذاشت و  در سن 66 سالگي به چهره محبوب و شناخته شده جشنواره فيلم برلين بدل شد. اهل تبريز است و اين را قبل از اين كه خودش بگويد از لهجه غليظش مي فهمي.شخصيتش خيلي شبيه "كريم" فيلم " آواز گنجشك ها" ست. همان طور صادقانه و بي غل و غش صحبت مي كند. اگر از فيلم هاي مجيدي انتقاد كني به شدت عصباني مي شود و از "سينماي مجيدي" دفاع مي كند. شيفتگي اش به آثار مجيدي بيشتر از اين جا ناشي مي شود كه در بسياري از فيلم هاي اين كارگردان همچون  " بچه هاي آسمان" ، " باران" ، "بيد مجنون" ، و " آواز گنجشك ها" بازيگر ثابت او بوده است. البته اين ها تمام فيلم هاي كارنامه او نيستد. او در مجموع پانزده فيلم بازي كرده كه در اين ميان فيلم هاي " تولد يك پروانه" (مجتبي راعي) ، " بار در علفزار مي پيچد" (خسرو معصومي) پرنده باز كوچك( رهبر قنبري) از بقيه مهم ترند. اين گفتگو به بهانه اكران فيلم " آواز گنجشك ها" انجام شده است.

از چه زماني فهميديد كه دوست داريد بازيگر شويد؟

 از بچگي به بازيگري علاقه مند بودم. وقتي كوچك بوديم در كوچه و خيابان اداي بازيگران را در مي آوردم. از نوجواني سينما را پي گيري كردم تا سن و سالم به هجده رسيد. دوسال به خدمت مقدس سربازي رفتم و در آنجا براي ارتش كارهاي نمايشي مي كردم. از آنجا كار را جدي گرفتم.

 يادتان مي آيد اولين بار كي تصويرتان را روي پرده سينما ديديد؟

قبل از انقلاب در چند فيلم جزو سياهي لشگرها بودم. اولين كار حرفه اي ام " فرار از جهنم " بود كه سه دقيقه در تيتراژ بازي كردم. دومين فيلم من هم " بچه هاي آسمان" بود كه  يكي از نقش هاي اصلي را داشتم. وقتي اين فيلم اكران شد، خيلي خوشحال شدم كه بعد از آن همه سال به خواسته ام رسيده ام. همشهري هايم به من تبريك مي گفتند. آنها هم كه من را نمي شناختند يواش يواش با چهره من آشنا شدند و من را شناختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 و ساعت 6:52 |

بخشی از گفتگو با داوود رشیدی

وزیز و وکیل را به دیدن تئاتر هایمان دعوت می کنیم باز هم نمی آیند

با اين نظريه كه «تئاتر ما با بحران مخاطب مواجه است» موافقيد؟

- نه. اين طور نيست. علت عمده ركود تئاتر اين است كه به اين هنر كم توجه مي شود. ما فقط يك سالن حرفه اي تئاتر داريم آن هم در تهران. توجه مسئولان درجه يك به تئاتر، خيلي كم است، يا اين كه اصلا چنين چيزي در ذهنشان نيست. در صورتي كه تئاتر اثرات مثبت اجتماعي زيادي دارد. آن ها به سينما و تلويزيون چون مخاطبش زيادتر است و سهل الوصول تر است، بيشتر بها مي دهند. كم ديده ام يك وزير، يك نماينده مجلس يا يك مسئول بلندپايه بيايد تئاتر ببيند. خودش نمي آيد. صبر مي كند دعوتش كنند. خيلي وقت ها هم كه دعوت مي كنيم نمي آيند چون گرفتاري هاي ديگر دارند كه از نظر خودشان مهم تر است.

وقتي مي گويم «تئاتر»، منظورم يك سالن تئاتر شهر نيست. منظورم ده ها سالن در نقاط مختلف تهران است. تئاتر شهر زماني ساخته شده كه تهران كمتر از يك ميليون جمعيت داشت. الان بيشتر از ١٢ ميليون جمعيت دارد. يك نفر كه در تهران پارس زندگي مي كند براي آن كه به تئاترشهر بيايد بايد سه چهار ساعت وقت بگذارد. اگر يك سالن حرفه اي در منطقه خودش باشد، اين مشكلات را ندارد. ما نمي بينيم سالن جديدي ساخته شود. سال هاست دارند قول مي دهند تئاترشهر٢ ساخته شود اما هنوز خبري نيست.

" شما به عنوان يك كارگردان چطور مي توانيد در حل اين مشكلات اثرگذار باشيد؟

- يك زماني اين فكر به سر من زد كه يك نمايش را در شهر تهران بگردانم. همه فرهنگ سراها سالن دارند. البته سالن ها استاندارد نيستند. سالن هايي هستند كه براي سخنراني ساخته شده اند. اين كار از اول غلط بود. وقتي دارند خرج مي كنند با دو متر عمق صحنه را بيشتر كردن و يك ستون برداشتن مي شود فضا را به سالن تئاتر تبديل كرد. با تمام اين شرايط و امكانات كمتر هم مي شود كار كرد. بايد يك كمي توقعات را كمتر كرده و در آن سالن ها هم نمايش اجرا كنيم شايد تماشاچي تئاتر بيشتر شود و مسئولان هم به تئاتر فكر كنند.

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 و ساعت 4:13 |

بازيگر نقش حضرت مريم در سريال مريم مقدس:

سریال حضرت یوسف انتخاب بازیگر غلطی داشته است

 

‌در فيلم‌ها و سريال‌هاي ديني انتخاب بازيگر بايد با دقت بيشتري انجام شود و براي نقش‌هاي تاريخي بايد بازيگراني انتخاب شوند كه براي مردم باور پذير باشند.

شبنم قلي‌خاني بازيگر سينما و تلويزيون ضمن بيان اين مطلب در گفتگو با خراسان گفت:‌ در سال‌هاي قبل سريال‌ها و فيلم‌هاي ديني همچون امام علي (ع)، ولايت عشق  و مريم مقدس مخاطبان بيشتري داشتند، اما در حال‌ حاضر احساس مي‌كنم در مقايسه با توليدات سال‌هاي پيش سريالي مثل حضرت يوسف (ع)‌ مخاطب زيادي را نتوانسته جذب كند.

وي در رابطه با علت اين امر گفت:‌ در اين موضوع  تسلط كارگردان خيلي تأثير‌‌گذار است و او بايد به گونه‌اي عمل كند تا مردم قصه‌اي را كه بارها شنيده‌اند و ديده‌اند، در قاب تلويزيون ببينند.

قلي خاني ادامه داد: احساس من اين است كه انتخاب غلط بازيگر هم در اين رابطه تأثير داشته چرا كه اطرافيان من هنگام ديدن سريال مي‌گويند ما باور نمي‌كنيم فلاني در فلان نقش بازي كند. همچنين ريتم اين سريال هم خيلي كند و خسته كننده است.

وي افزود:‌ هنگامي كه من براي بازي نقش حضرت مريم انتخاب شدم خيلي بازيگران باسابقه‌تر هم نامزد نقش بودند اما كارگردان مي‌خواست از يك چهره جديد استفاده كند.

اين بازيگر سينما و تلويزيون درباره وي‍‍ژگي‌هاي بازي در يك نقش ديني گفت:‌ نقش حضرت مريم نقش واقعاً خاصي بود و من احساس مي‌كردم مسووليت سنگيني بر دوش من است. نمي‌توانستم به نقش ساده نگاه كنم چون اين گونه نقش‌ها از زندگي عادي زمان دور هستند و نمي‌توان در ايفاي آن‌ها خلاقيت نشان داد. چون ممكن است آن چه در ذهن مردم شكل گرفته خدشه‌دار شود.

قلي خاني بازي در نقش شخصيت‌هاي تاريخي و ديني را دشوار خواند و ادامه داد:‌ در طول كار در سريال حضرت مريم به شخصيت‌پردازي فيلمنامه اكتفا كردم. چون اگر حركت اضافه يا خلاقيتي نشان مي‌دادم ديگر شخصيت براي مردم ملموس نبود و باور‌پذيري آن كم مي‌شد.

وي در پاسخ به اين سوال كه سينماي ديني را چگونه تعريف مي‌كنيد اظهار داشت :‌ در نگاه اول فيلم‌هايي كه از روي قصص قرآني ساخته مي‌شوند، فيلم‌هاي ديني هستند اما در نگاه كلي تر فيلم‌هايي كه مسائل معنوي را دنبال مي‌كنند هم مي‌توانند فيلم‌هاي ديني ناميده شوند. مثلاً ممكن است فيلمي با داستاني رئال و امروزي پيامش اين باشد كه كمتر گناه كنيم. اين فيلم چون پيامي ديني دارد مي‌تواند فيلمي ديني باشد.

 

+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 8:36 |

نگاهي به فيلم كنعان ، بحران ميانسالي

ماني حقيقي در مقام كارگردان " كنعان" با محور قراردادن مضموني روانشناسانه موقعيت داستاني اش را ترسيم مي كند. فيلم اگر چه اتفاقات چند روز پاياني يك زندگي در حال فروپاشي را شرح مي دهد ، اما در نگاهي كلي تربحران هاي مقطعي  از زندگي را مورد بررسي قرار مي دهد كه " بحران دوران ميانسالي " نام گرفته است. زن و شوهري در آستانه طلاق قرار گرفته اند و در اين بين زن ( ترانه عليدوستي ) براي دريافت "طلاق نامه " به آب و آتش مي زند. هر چه روايت به پيش مي رود ، بيشتر از انگيزه دروني شخصيت ها آگاه مي شويم. مينا به عنوان زني كه " بحران دوران ميان سالي " را تجربه مي كند در شرايطي قرار گرفته در ارزيابي عملكرد گذشته اش احساس پشيماني مي كند. او تصور مي كند مي تواند با مهاجرت از ايران و تحصيل در دانشگاه هاي كانادا مي تواند طبقه اجتماعي اش را يك پله ارتقا بخشد . او براي رسيدن به خواسته اش بايد هر چه زود تر رضايت مرتضي ( محمد رضا فروتن ) را جلب كند. اين " انگيزه دراماتيك " اضطراب هاي ويرانگر " مينا " را برايمان باور پذير تر مي كند. در درام كنعان مرتضي در جايگاه مخاطب نشسته است. چرا كه او هم درلحظات آغازين گيج و سردرگم است و مي خواهد دليل اصرار همسرش را بداند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احسان رحيم زاده در چهارشنبه یکم آبان 1387 و ساعت 21:2 |