تشبيه يك انسان به «سگ» در فیلم زندگی شیرین
پيام اصلي فيلم انسانيت و وفاداري است

در سكانسي كه "بهاره افشاري"، جواد رضويان را گروگان گرفته يكي از آن لحظات زننده و تاسف بار فيلم شكل مي گيرد. برادر زن امير زنجيري شبيه به قلاده سگ بر گردن او آويزان كرده و يك سر زنجير را در دست خودش گرفته و به او مي گويد: «يادته مي گفتي سگتم؟ مي خوام يه كاري كنم تا آخر عمر جلوي پام پارس كني»
تشبيه يك انسان به «سگ» از آن مواردي است كه تا به حال مشابهش را در فيلم هايمان نداشته ايم. يعني تصورش را بكنيد كه اين همه تماشاگر كلي پول خرج كرده اند و وقت گذاشته اند تا يك فيلم خوب ببينند. بعد زماني كه با چنين صحنه اي روبرو مي شوند چه حالي بهشان دست مي دهد؟
توجه به صحبت هاي كارگردان هم خالي از لطف نيست. او مي گويد: پيام اصلي من در اين فيلم توجه به صراحت، راستي، انسانيت، وفاداري و گذشت است.«زندگي شيرين» با تفكر ساخته شده است اما تمام تفكرات فيلم و پيامهايي كه مخاطب بايد آنها را درك كند!
تصوير آدم هاي كند ذهن و بدبخت و فلك زده
نقش بازيگران زن را «بهنوش بختیاری» و «بهاره افشاری» بازي مي كنند. تصوير زن در اين گونه فيلمفارسي ها يك آدم كودن كند زن و يك موجود بدبخت و فلك زده است. زن هاي غير واقعي اين فيلم ها هيچ هويتي از خودشان ندارند و زن هاي ترشيده اي هستند كه مي خواهند خودشان را به يك مرد در ظاهر موفق تحميل كنند. مثلا «بهنوش بختياري» كه در اين فيلم يك «بازيگر زن» است، به زور سوار ماشين «امير» مي شود و به او اظهار علاقه مي كند. «امير» هم از اين زن اين قدر متنفر است كه او را به زور پياده مي كند. شبيه اين نقش را در فيلم «دلداده» هم ديده ايم. آن جا هم يك دختر ترشيده به نام «آهو» با بازي «سحر زكريا» داشت كه همه مسخره اش مي كردند. (يادآوري: وقتي يك نفر او را غزال صدا مي زد، جواب مي داد "حیوون، حیوونه دیگه. چه فرقی میکنه؟")
فيلم «زندگي شيرين» از اين دست ديالوگ هاي تحقير آميز زياد دارد كه اشاره به همه آن هادر اين جا امكان پذير نيست. مثلا به آن صحنه توجه كنيد كه يك زن با چوب بالاي سر جواد رضويان مي ايستد و با حالتي التماس گونه مي گويد: «يا همين امروز مي بري عقدم مي كني يا همين جا هلاكت مي كنم.»


